یک خبر نگار تلویزیون از یک وردکی در ولایت غور پرسان کرد که چرا سرک های تان پخته نشده، گفت بسم الله رحمن الرحیم، سلام خدمت رئیس جمهور، سلام خدمت نماینده های پارلمان، سلام خدمت بابای ملت محمد ظاهر شاه و خدمت تمام بینده گان تلویزیون و بعد من از ولایت غور نیستم
یک دختر به نامزادش گفت به چشمایم نگاه کن ببین که چطور چشم هایم همرایت حرف میزند، نامزادش گفت پلکک نزن که صدایت قطع وصل میشود
یک وردکی رفت خانه رفیق خود هر چی تق تق کرد کس دروازه را واز نکرد، پیش خود گفت فکر کنم دروازه خراب هست باید زنگ بزنم