تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
در یک تالار کلب همه نشسته بودند که دفعتاً تیلیفون که بالای چوکی بود زنگ زد.
مرد تیلیفون را جواب داد:
بلی.
خانم: سلام عزیزم، در کلب هستی.
مرد: بلی در کلب هستم
خانم: من در فروشگاه آمده ام، یک بالاپوش بسیار زیبا است که قیمتش 1000$ است، بخرم اش، زیاد خوشم آمده.
مرد: بلی عزیزم بگیرش که زیاد خوش ات آمده.
خانم: موتر مورد نظر من هم تیار شده امروز در موتر فروشی دیدمش، قیمتش 25000$ نوشته بود.
خانم: تشکر عزیزم ، و خانه را که در موردش برایت گفته بودم امروز دیدم قیمتش 55000$ بود.
مرد: من برایت قبلاً هم گفته بودم که 50000$ بدهد فوراً بگیر و قیمتش را بپرداز.
خانم: تشکر عزیزم حتماً 50000 موافقت میکند.
خوب دیگر مزاحم نمیشم. خدا حافظ.
مرد: گوشی را گذاشت و همه مردم طرفش با تعجب نگاه گردن، مرد با چند ثانیه مکس، گفت برادر این تیلیفون از کیست؟ 
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید