داکتر به مریض خود گفت متاسفانه دو خبر بد برایت دارم، گفت اولش اینکه فقط بیست چهار ساعت زنده هستی، مریضش گفت دومش چیست، داکتر گفت اینست که باید این خبر را دیروز برایت میدادم
.
.
.
یک روز به شفاخانه علی آباد میخواستن دیوانه هارا امتحان کنن، یک حوض آب بازی را از آب خالی کردند، و دیوانه ها را گفتند برین آب بازی کنین. همگی رفتند داخل حوض مصروف بودند، یک نفر نرفت داخل حوض، داکتر ها خوشحال شدند که برو یک نفر خو جور شده، گفتند که تو چرا نرفتی آب بازی، گفت آب حوض یخ هست.