دو موتر باهم تصادف نمودند.ازداخل یک موتر آدمی چاقی برآمده با قهر و غضب به دریور طرف مقابل گفت : زود بگو گناه از کیست؟ دریور لاغر که ترسیده بود گفت : تا آمدن ترافیک گناه من هاها
.
.
.
.
وردکی ميره يخ بخره پول همراش نبود برای اينكه رشخند نشه دستیش ره سر يخ میمانه ميگه لالا از اين سرد تر نداري
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید