تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

فعالان مدافع حقوق بشر در سوریه میگویند در یکی از خونبارترین روزهای ناآرامیهای این کشور، نیروهای دولتی در رشته حملاتی در شهرهای مختلف ۱۳۰ نفر را کشتهاند.
بنابر گزارشها، نیروهای دولتی با گلولهباران شهر لطامنة از حومه های حماة بیش از ۳۰ نفر را کشته اند.
تصاویر تایید نشده ویدئویی از شهر حمص نشان می دهد که دست کم ۱۳ نفر به طور دسته جمعی به قتل رسیده اند.
براساس اعلام دیدهبان حقوق بشر سوریه، حمله نیروهای ارتش به لطامنة برای بیرون راندن مخالفان مسلح دولت سوریه که همچنان در این منطقه حضور دارند، انجام شده است.
مخالفان دولت گزارش دادهاند که چندین منطقه شهر حمص نیز زیر آتش نیروهای دولتی بوده است.
این در حالی است که بان کیمون، دبیرکل سازمان ملل متحد، از مقامات سوریه به دلیل ادامه حملات نظامی به شهرها و مناطق مسکونی به شدت انتقاد کرده است.
بشار اسد، رئیسجمهور سوریه، تعهد داده است که تا روز سهشنبه آینده (دهم آوریل)، نیروهای نظامی این کشور از شهرها و مناطق مسکونی خارج شوند، ولی آقای بان گفته است که این تعهد و التزام آقای اسد، نباید بهانه و دستاویزی برای ادامه کشتارها در شرایط کنونی باشد.
او خواهان توقف فوری عملیات نظامی در سوریه شد.
مخالفان دولت سوریه اعلام کردهاند که عملیات نظامی ارتش علیه مخالفان بشار اسد در دو روز گذشته شدت یافته است و در این مدت دستکم ۱۰۰ نفر کشته شدهاند.
روز جمعه، ششم آوریل، نیز ترکیه با اشاره به افزایش قابل توجه تعداد پناهجویان سوری در منطقه مرزی دو کشور اعلام کرد که احتمالا لازم خواهد بود سازمان ملل متحد برای کمک به ترکیه به منظور رسیدگی به این پناهجویان وارد عمل شود.
احمد داوداوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه، پس از گفتوگو با بان کیمون، دبیرکل سازمان ملل متحد، گفت که از وقتی بشار اسد با اجرای طرح صلح پیشنهادی مشترک سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب موافقت کرده است، تعداد پناهجویان سوری که به ترکیه گریختهاند، به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.
براساس اعلام مقامات ترکیه، تنها در مدت ۳۶ ساعت، بیش از دو هزار و ۸۰۰ پناهجو از مرز سوریه وارد خاک ترکیه شدهاند.
آقای داوداوغلو تعداد کل پناهجویان سوری در ترکیه را نزدیک به ۲۴ هزار نفر اعلام کرد و گفت که وضعیت و تحولات در داخل سوریه به شدت نگرانکننده است.
طرح صلح مورد توافق دولت سوریه، پیشنهاد کوفی عنان، فرستاده ویژه مشترک سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب در امور سوریه است.
در چارچوب این طرح صلح، انتظار میرود که تمام طرفهای درگیر در سوریه از روز دهم آوریل (تا سه روز دیگر)، خشونت نظامی در این کشور را متوقف کنند و از ۴۸ ساعت بعد از آن (۱۲ آوریل) آتشبس کامل در سوریه برقرار شود.
با این حال، مخالفان دولت سوریه، مقامات دولت آمریکا و بسیاری از کشورهای منطقه، نسبت به تعهد دولت سوریه برای اجرایی کردن این طرح صلح ابراز تردید کردهاند.
دبیرکل سازمان ملل متحد در بیانیهای اعلام کرده است که حملههای اخیر به غیرنظامیان (در سوریه)، "ناقض" درخواستهای سازمان ملل متحد است.
در این بیانیه آمده است: "دهم آوریل که به عنوان موعد دولت (سوریه) برای عمل به تعهداتش، مورد تایید شورای امنیت نیز هست، نباید بهانهای برای ادامه کشتار باشد."
جیم میور، خبرنگار بیبیسی در بیروت میگوید که به نظر میرسد با نزدیک شدن موعد ضربالاجل در سوریه برای پایان دادن به خشونتها در این کشور، برخوردها در شهر حمص و چند منطقه دیگر افزایش یافته است.
او میگوید که به باور مخالفان بشار اسد، دولت این کشور به دنبال تکمیل روند سرکوب مخالفان است.
با این حال، مقامات رسمی سوریه گفتهاند که این حملهها ناشی از فعالیت افراد مسلح شورشی است که از عقبنشینی نیروهای ارتش از شهرهای سوریه بهرهبرداری میکنند.
در این عکس که یک شهروندخبرنگار به آسوشیتدپرس داده است، گفته میشود تدفین دستهجمعی افرادی ثبت شده است که جان خود را در آتشبار اخیر منطقه تفتناز در ادلب از دست دادهاند

از جمعه، ۶ آوریل، نمایش سیگار و سایر محصولات تنباکویی در فروشگاه های بزرگ انگلستان ممنوع می شود.
بر اساس این قانون، در فروشگاه های بزرگ و سوپرمارکت ها، سیگار و سایر محصولات تنباکویی، باید زیر پیشخوان قرار بگیرند و فروشگاه های کوچک تا سال ۲۰۱۵ از این قانون معاف اند.
قانون منع نمایش سیگار و محصولات تنباکویی در فروشگاه ها، تعداد جوانانی که به سیگار رو می آورند کاهش یابد.
سایر نقاط بریتانیا هم در صدد اجرای طرح های مشابهی برای کاهش نرخ مصرف سیگار هستند.
اندرو لنسلی، وزیر بهداشت، به بی بی سی گفت که امیدوار است با اجرای این ممنوعیت، مردم از روی آوردن به سیگار بازداشته شوند و همچنین به کسانی که می کوشند سیگار را ترک کنند، کمک شود.
منتقدان این قانون می گویند که این قانون تبعیض آمیز است و سبب کم کردن اشتیاق جوانان سیگاری به سیگار نمی شود.
در حال حاضر، یک پنجم بزرگسالان در انگلستان سیگار می کشند؛ پس از چندین دهه افت سریع درصد افراد سیگاری، این میزان در سال های اخیر ثابت مانده است.
مقام های ارشد بهداشت، همچنین در سال جاری قصد دارند درباره واداشتن کارخانه های تولید سیگار برای استفاده از پاکت های ساده به مذاکره بنشینند.
قانون منع نمایش سیگار در فروشگاه هایی با مساحت بیش از ۲۸۰ متر مربع اجرا می شود.
خبرگزاری شینهوا در چین از دستگیری ۵ نفر درجنوب چین پس از آن که یک نوجوان ۱۷ ساله برای خرید یک دستگاه آی پد و آیفون، کلیه اش را فروخت، خبر داده است.
براساس این گزارش، از جمله بازداشت شدگان، جراحی است که در آوریل سال گذشته کلیه این پسر را از بدنش خارج کرد.
به گفته این خبرگزاری، دستگیرشدگان، برای انجام این عمل جراحی حدود ۳۵ هزار دلار پول دریافت کردند.
شینهوا به نقل از دادستان ها در استان هون آن گفته است که این دانش آموز ۱۷ ساله در حال حاضر دچار عوارض کلیوی شده است.
گفته شده این نوجوان در ازای کلیه اش ۳۰۰۰ دلار دریافت کرده است.
او از طریق اینترنت به شرکت در این تجارت غیرقانونی ترغیب شده بود.
این موضوع زمانی افشا شد که مادر این نوجوان پی برد که پسرش آی پد و آیفون خریده است.
این نوجوان ۱۷ ساله در پاسخ مادرش که چگونه هزینه آنها را پرداخت کرده، گفت که یک کلیه اش را فروخته است.
دستگیرشدگان با اتهاماتی از جمله تجارت غیرقانونی اعضای بدن روبرو هستند.
در حالی که آیفون و آی پد در چین بسیار طرفدار دارد، اما خیلی از کارگران ساکن در حومه شهرها از عهده پرداخت هزینه خرید آن برنمی آیند.
آماررسمی وزارت بهداشت نشان می دهد که در حدود ۱.۵ میلیون نفر در این کشور نیازمند اعضای پیوندی هستند اما سالانه تنها ۱۰ هزار نفر موفق به دریافت این اعضا می شوند.
گفته می شود اغلب از اعضای زندانیان اعدام شده برای پیوندزدن به افراد بیمار استفاده می شود. اما ماه گذشته چین وعده داد تا پنج سال آینده این کار را متوقف کند.
دولت چین فروش اعضای بدن را در سال ۲۰۰۷ میلادی در این کشور ممنوع و طرح اهدای داوطلبانه اعضا را جایگزین آن کرد.
آیپد و آیفون در بین نوجوانان چینی بسیار محبوب است
نام کتاب: افغانی
نویسنده: عارف فرمان
ویراستاران: ناصر زراعتی و محمدحسین محمدی
طرحجلد: علیاحمد ابراهیمی
ناشر: انتشارات تاک.
چاپ دوم، کابل، زمستان ۱۳۹۰
شمارهگان: ۱۰۰۰ نسخه
علی که درسخوانده و باسواد است، هر جا که میرود مورد توهین قرار می گیرد و با عنوان بیسواد، متجاوز، قاچاقبر و معتاد، رانده میشود. راوی فکر میکند به سرزمینی آمده که در آن "اسلام مرز ندارد" اما هر جا که میرود با مرز و بند و زندان روبرو میشود
رمان "افغانی" پرداختن موبهموی روایت مهاجرت در یک کشور همزبان، همفرهنگ و همدین است. این رمان نزدیک به یک دهه از زندگی افغانها در ایران را روایت می کند. رمان با روی کار آمدن ببرک کارمل (۱۳۵۸) شروع میشود و تا سالهای آخر حکومت کارمل و آمدن دکتر نجیبالله به قدرت(۱۳۶۵)، ادامه مییابد. رمان ابتدا در سویدن(سوئد) چاپ شده بود و انتشارات تاک در کابل چاپ دوم آن را به تازگی روانه بازار کتاب افغانستان کرده است.
علی، راوی رمان که دانشجو و مبارز سیاسی ضد نظام افغانستان است، برای نجات جانش مجبور به ترک وطن میشود و به صورت قاچاقی به پاکستان و از آنجا به ایران مهاجرت میکند. بیشترین بخش این رمان ۲۷۰ صفحهای را شرح مهاجرت علی در ایران دربر میگیرد.
راوی بیشتر به صورت گزارشی و رویدادمحور، به شرح حوادث میپردازد تا تصویرسازیها و توصیفهای داستانی. او میخواهد به عنوان یک افغانستانی لهجه فارسی کابلیاش را حفظ کند، اما روشن است که موفق نیست. برای مثال استفاده از واژههایی چون: انگل، ادا و اطوار، سالن، تاکسی، دولا و دهها واژه دیگر، نمایانگر این حل شدن درفضای کشورایران است که به تنه ی داستان وزبان داستان بسیار لطمه وارد کرده است. از نگاه ساختاری، رمان نکته جدیدی برای گفتن ندارد. روایت به صورت خطی و حوادث پیهم میآید و گاهی از شگرد بازگشت به گذشته استفاده شده است، که نمایانگر یک ساختار کلاسیک وقدیمی ازهنرداستان نویسی است وعدم اگاهی نویسنده را به شگردهای رمان نویسی نوین می رساند.گویا نویسنده بسیار درگیر پرداختن به موضوع رمان بوده تا زبان و نثر اصولی داستانی .
عارف فرمان، نویسنده این رمان که آشکار است سالها به عنوان مهاجر و شهروند غیر قانونی زیسته است، حوادث و توهینهایی را که افغانها در این کشور متقبل شدهاندبا بی انصافی شرح داده است. از این جهت میشود گفت که "افغانی" یک رمان خودزندگینامه (اتوبیوگرافیک) است.
علی که درسخوانده و باسواد است، هر جا که میرود مورد توهین قرار می گیرد و با عنوان بیسواد، متجاوز، قاچاقبر و معتاد، رانده میشود. راوی فکر میکند به سرزمینی آمده که در آن "اسلام مرز ندارد" اما هر جا که میرود با مرز و بند و زندان روبهرو میشود، زندانی به مراتب مخوفتر از زندانهای حکومت کمونیستی است که از آن فرار کرده است.
: صبح زود، با لگد کسی بیدار شدم که داد میزد:
بلند شو افغانی! وقت نمازه. با کمری دولا و یک عالم درد، به دستشویی رفتم. در آیینه ای چرکین، به خودم نگاه کردم. اصلا باورم نمیشد که تصویرِ در آیینه خودم باشم. به خود گفتم: "نه، این من نیستم." رُخسارم در طول یک روز، آنچنان پُندیدَه و کبود شده بود که تصور نمیشد کرد. تختهی پُشتم را تا جایی که ممکن بود نگاه کردم. جایی نبود که زخم نباشد. ماهها لازم بود تا زخمها خوب شوند. مُشتهای که بر بینی و صورتم خورده بود، دورِ حلقههای چشمم را کبود کرده بود. ظاهرِ مرا آنچنان تغییر داده بود که شاید هیچکس نمیتوانست بشناسدم. وضو گرفتم. به نماز که ایستادم، از عمقِ دلِ خویش گریستم! در سجدههایم، گریستم و دردهایم را با خدا گفتم!"
در صفحات میانی رمان، علی عاشق مریم، دختر صاحب خانه ایرانیاش میشود. اگرچه آغاز این ماجرا در رمان علت و معلولی ضعیف و سطحی دارد؛
وارد شدن دایی مریم در داستان و زندانی و اعدام شدن او نیز علت و معلولی ضعیف دارد. همچنین در آخر این ماجرا وقتی مریم با پسر دایی معتاد ازدواج میکند، در صورتی که دیگردایی وجود ندارد تا زور بگوید و مانع ازدواج مریم با علی شود، باز هم چرایی این اتفاق، بیرنگ و ضعیف است.
......................................................................
رمانی سراسرازدروغ ! رمانی که بشدت درحال تشویق فتنه انگیزی وله کردن شخصیت وهویت یک مهاجراست .
دراین رمان که تمام تلاش نویسنده دراین است چهره ی بسیارکریه ی ازایران به جهانیان نشان دهد وچهره ی مظلومی ازمهاجر افغان بخصوص مهاجرسنی مذهب را به تصویربکشد کاملا نگاه مغرضانه و نگاه ضدتشیع درنوشته ها دیده می شود.
نویسنده ی کتاب که ازبرادران اهل تسنن می باشدوسال ها گویادرایران زندگی کرده است تا توانسته است با نثربسیارضعیف وزبانی غیرداستانی به پشتوانه ی یک درونمایه با قلمی که هیچ اطلاعاتی ازدنیای داستان ندارد قلم فرسایی کرده است وخاطراتی را به عنوان یک رمان درکتاب انباشته است .
زندگی درایران را برای مهاجرین ازبودن درزندان های حکومت کمونیست مخوف ترتعریف کرده است واین یک نامردی بسیارتمام است که به عنوان یک نویسنده ویک مهاجر اززبان تمام مهاجرین حاضردرایران سخن راند ه است .
درحالی که تا کنون فیلم ها وداستان های زیادی ازمهاجرین افغان درایران توسط خود ایرانیان ساخته ونوشته شده است که عملکرد دولت خودشان را زیرسوال برده اندوچهره ی مثبتی ازمهاجرافغان نشان داده است اما نه این که این گونه شمشیر را ازروی بربندند وقلم فرسایی کنند درحالی که همین کارگردان های قدر ایرانی می توانستند درباره ی ناامنی که تعدادی ازمهاجرین برای شهروندان ایرانی ساخته اند فیلم بسازند اما این عمل را ناجوانمردانه تردانستند که تعدادکثیرمهاجرافغان را فدای یک عده به اندازه ی انگشتان دست درایجاد ناامنی و پخش موادمخدردرایران ؛ کنند!
درهیچ سرزمینی برای مهاجرین همه چیزمهیا نیست وبروفق مراد پیش نمی روداما نه به این اندازه که قهرمان داستان ،علی درهرجای ایران وهرمکان که پای می گذارد مورد توهین قرارمی گیرد وباعنوان های بسیارزشت وتوهین های شرم اور ازسوی ایرانیان روبرو می شود وبه گونه ا ی نوشته شده است که ازمهاجر افغان هرگز خطایی سرنمی زند ومرتب سرش پایین است واین ایرانی است که برسراو می زند وقهرمانی با نام علی را درسرزمینی که دم ازعلی ع می زند را به قربانی تبدیل می کند درحالی که جزفتنه انگیزی ونفاق میان دوملت بزرگ چیزی اززیرمتن این دفترچه ی خاطرات ! دیده نمی شود.
سال ها درایران زندگی کردن را نمی توان برای سختی کشیدن دریک دوره قربانی کرد؛ آن هم دراین دوره که خودمردم ایران بشدت درتحریم اقتصادی به سرمی برند وازسوی رسانه های غربی درحال به انزوا کشیدن هستند وهربارهم ا زسوی امریکا واسرائیل موردتهدید به حمله قرارمی گیرد؛ بی انصافی است که یاد نویسنده برود که ازکار درهمین ایران کمونیستی ! صاحب خانه وزن وزندگی شد وبی انصافی است یادمان برود بسیاری ازمهاجرین درهمین ایران صاحب خانه وزندگی وحتی کارگاه ویادگرفتن هنرشدند ؛ زمین خریدند ماشین خریدند وموسساتی را راه انداختند مهاجرین درایران نگاه شان سیاسی تر شد مهاجرین درایران نگاه شان عمیق تروباورها واندیشه های مذهبی شان به شدت رشد کرد وکتابخوان ترشدند وبارها خود مقامات حاضردراموزش وپرورش ایران به بلوغ ونبوغ فکری دانش اموزان افغانی اشاره کرده اند حتی درجشنواره های قرانی همیشه این نوجوانان وجوانان افغان مهاجر بوده که درخشیده اند؛ قرارنیست امکاناتی که ازکشورخود به عنوان یک شهروند قانونی انتظار داریم ازیک کشوری که دیگر سازمان بین الملل مبالغ ارسالی خودر ا که به عنوان کمک به مهاجرین به خزانه ی ایران می ریخت واکنون کاملا قطع کرده است ؛ انتظار داشته باشیم .ایران وافغانستان دوسرزمین بزرگ هستندبا فرهنگی غنی وکاملا درهم آمیخته که هردو را به هم ارتباط می دهدونباید دردشمنی میان دو کشور برای خشنودی امریکای عزیز که جزخیروسعادت جوانان وزنان ودختران و اینده ی افغانستان واحترام به دین اسلام وکتاب محمد ص چیزدیگری نمیخواهد !! قلم فرسایی کنیم .
برای مدیرانتشارات تاک متاسفم که اجازه داده است این کتاب درانتشارات اوبه چاپ برسدکه درحقیقت با چاپ این کتاب ؛ تایید تمام نوشته های این نویسنده بی انصاف است ؛ محمدحسین محمدی انگاریادش رفته است درهمین ایران صاحب عنوان شد ودرهمین ایران استعدادداستان نویسی اش کشف شد وایرانی ها بزرگش کردند واحترام وعزت به اودادنددرجشنواره هایشان برایش کف زدند و داستان هایش را بابوق وکرنا چاپ کردند وحتی سخنرانی اش رابرعلیه رمان بادبادک بازخالد حسینی ودفاع ازچهره ی هزاره ازشبکه ی چهارایران به تصویروبه گوش مخاطبان رساند وهنرداشتن چاپخانه ومدیریت انتشارات را به او یاددادند ودرهمین ایران با استفاده ازبورس تحصیلی ، درس خواند وبرای خودش درتهران باحمایت دوستان ایرانی درفضا وسالن های ایرانی جشنواره ی قندپارسی برگزار کرد وخانه ی کتاب را درتهران راه انداخت وچقدرمیان هنردوستان وادیبان وجوانان اهل داستان ایران برای خود نامی دست وپاکرد وطرفدارساخت حالی کتابی را با هزارنسخه درانتشارات خود به راحتی چاپ می کند چون پول خوبی درازای چاپ ان دریافت کرده است!!
نمی گویم درایران برای مهاجرین خوش می گذردوتمام امکانات مهیا است اما حق ندارد کسی با نگاه مغرضانه وبانگاه کاملا ضدمذهبی وتفرفه گرایی وایجاد دودستگی وبرانگیختن احساسات مردم وبانگاه تخریب کردن ایران دردنیا، بخصوص درافغانستان درمیان مردمی که شاید عده ی زیادی ازان ها هرگز این کشور را ندیده اند فقط نامی ازان شنیده اند قلم فرسایی کنند درحالی که جمهوری اسلامی ایران کاملا برای بهبود وارتقای سطح مناسبات دوکشور واعتلا بخشیدن به فرهنگ وهنرافغان با صدرومجوز برای مهاجرین دربرپایی جشنواره ها درداخل ایران وافغانستان تلاش می کند ؛ یادمان نرود که درجنگ افغانستان وروسیه جوانان ایرانی هم درکنارجبهه های افغانستان دوشادوش می جنگیدند واین اسناد محرمانه وکاملا موثق دروزارت دفاع وجنگ ایران وجوددارد وکماکان درجبهه های ایران نیز بودند دلاورمردان افغان که جنگیدند وبسیاری ازانها به درجه ی شهادت وحتی جانبازی رسیدند؛ ایران سرزمینی ا ست که دردنیای امروزدرمیان تحریم های شدیداقتصادی به کمک خودش روی پا ایستاده است وبرای خودش درخاورمیانه بخصوص درمیان کشورهای عربی اسلامی که نفت را می فروشند وچیزی برای خود نمی گذارند ؛ یلی شده است واین قابل انکارنیست .
فرمان! نویسنده ی این رمان که ازاصول وقواعد رمان نویسی کاملا بی اطلاع هستی ومعلوم نیست با چه پشتوانه ای اقدام به چاپ وانتشار این کتاب گرفته ای ، کتاب تو نمایه ای ازچهره ی کامل وحضور یک مهاجر درایران نیست ویادت نرود که فکرنکنی نماینده ی کامل وبحق ما مهاجرین ساکن درایران هستی ما مهاجرین ساکن درایران با داشتن تمام سختی ها وتحمل تمام مسائل شاید درخانه های خودمان ودرمحافل خودمان ازدردمهاجرت بگوییم اما هرگز این اجازه را نخواهیم داد که آبروی صاحب خانه را درمیان سایرهمسایه ها بخصوص کسانی که بشدت با این میزبان دشمنی دارند مغرضانه ازبین ببریم چون ؛ افغان نامرد نیست ویک افغان واقعی نان و نمک سفره ای را که خورد حال چه با اکراه صاحب خانه چه با میل او ، نمکدان را نخواهد شکست .
ما افغان ها درجوانمردی ودرنگه داشتن حرمت مهمان ومیزبان درتاریخ بی نظیرهستیم وهرگزلطف کسی که قاشقی غذارا اجازه داد بدون ترس ازناامنی دردهان فرزند وزنمان بگذاریم فراموش نخواهیم کرد.
درضمن فرمان ! برادران اهل تسنن افغان بسیار راحت ترازمردم دیگر مهاجردرایران زندگی می کنند بدون توهین به سنی بودن شان واین را خودت خوب می دانی .
بگذار برایت درپایان قصه ای بگویم ؛دختری درفامیل ما با تعدادی دخترازایران به ترکیه وبرای رسیدن به المان رفت درحقیقت با پول فرارکردمدتی درترکیه ماند وقتی پولش تمام شد با خانواده تماس گرفت که من را برگردانید اماپدرش گفت اگربافاطمه ی زهرا هم رفته باشی دیگردخترمن نیستی ! دختربرگشته بود اما چون قاچاق واردایران شده بوددرمرزترکیه وایران دختررا گرفتند وازهمان مرکزی که دران این طوردخترها را نگهداری می کردند مقامی ازایران تماس گرفت ویک ساعت با پدردخترحرف زد وپدر را نصیحت کرد که ما دخترت را به افغانستان نخواهیم فرستاد وتو بیا این دخترت را ببر چون هنوز نه کوزه ای شکسته است ونه شرابی ریخته وخوب نیست که دخترت برای یک اشتباه ازخانواده طردشود ویک عمرتوسط گرگهای انسان نما روسیاه گردد! وحالا ان دخترهفده ساله کاملا سالم برگشته و درکنار خانواده است ونکته ی جالب تمام هزینه های این رفت وبرگشت را ان مقام ارتشی ایران درمرز ازجیب خود داد تادختری را ازبدام افتادن صیادان دختران فراری نجات دهد درحالی که به راحتی می توانست اورا به افغانستان رد مرز کند وبه اوچه ارتباطی داشت که چه برسردخترمی اید؟!
ایا واقعا ا نصاف است چهره ی ایران را اینقدربا دروغ غیرواقعی نشان دهیم؟
برادرمهاجر من ؛ درد مهاجرت ومشکلات آن وجود دارد و باید این درد را نشان داد اما نه این که بادستان خود این درد را به یک زخم ناعلاج تبدیل کنیم .
بیتا کابلی . دانشجوی مهاجرافغانی درایران - تهران
هیچ کس حق مسخ هویت کسی را ندارد. واژه ی افغان هویت تحمیلی برای شهروندان افغانستان است. شناسنامه ی برقی باید با ذکر قومیت و به دو زبان رسمی افغانستان (فارسی دری و پشتو) باشد.
قرار است برای شهروندان افغانستان، در آینده نزدیک شناسنامه ی برقی توزیع شود. نظر به معلومات وزارت امور داخله، این شناسنامه با ذکر قومیت شهروندان و به دو زبان فارسی دری و پشتو تهیه می شود، اما شماری بر ذکر قومیت در شناسنامه مخالفت نموده و آن را خلاف وحدت ملی عنوان کرده اند. در میان این مخالفان انگشت شمار، متأسفانه شماری از مدعیان چیز فهم در مجلس نمایندگان هم دیده می شود.
البته پیش از این، در شناسنامه های افغانستانی ها گزینه ی به نام ملیت بود و در برابر آن، قومی که هر شهروند به آن تعلق داشت ذکر است.
قانون اساسی جدید افغانستان، در ماده ی چهارم بند سوم در تعریف ملت افغانستان آورده است: “ملت افغانستان متشکل از اقوام پشتون، تاجيک، هزاره، ازبک ، ترکمن، بلوچ، پشه ي، نورستانی، ايماق، عرب، قرغيز، قزلباش، گوجر، براهوى و ساير اقوام مي باشد. “
یعنی در قانون اساسی جدید هم، قومیت برای تفکیک شهروندان و شناخت شان، به صراحت ذکر است. اما در بند چهارم همین ماده آماده است: “بر هر فرد از افراد ملت افغانستان کلمه افغان اطلاق مي شود.”
اما به گفته ی شماری از نمایندگان در شورای تصویب قانون اساسی، این بند و بندهای دیگر از جمله بند آخر ماده ی شانزدهم قانون اساسی، مواردی اند که به تصویب نمایندگان شورای تصویب قانون اساسی نرسیده بود، بکله این موارد افزودی که مغایر با متن قانون وارد شده و تناقض آشکار با متن قانون را نشان می دهد، دست بردهایی غیر قانونی اند که در کاخ ریاست جمهوری توسط حلقه ی رییس جمهور وارد قانون اساسی شده اند؛ از آن رو، الزامیت حقوقی ندارند.
با آن که در قانون اساسی ماده های دیگری هم وجود دارند که ناقض حقوق شهروندی اند و باید تعدیل شوند، اما موارد مانند نمونه های بالا از ریشه، مشروعیت قانونی ندارند؛ چون پس از تصویب قانون اساسی، به صورت غیر قانونی اضافه شده اند.
در ده سال گذشته، کارحلقه ی دست برد زده به قانون اساسی، بر همگان روشن شد که آن ها جز تفرقه در میان مردم افغانستان و نادیده گیری حقوق اکثریت شهروندان این کشور، به چیزی دیگری فکر نمی کنند. امروز هم با عنوان کردن تحمیل هویت خود ساخته (افغان) بر اکثر شهروندان افغانستان، در راستای تداوم سیاست تمامیت خواهانه ی آن ها می باشد.
اکنون کسانی که استناد به این بند از ماده ی چهارم قانون اساسی می کنند، در حقیقت جز همان گروه برتری طلب و دگم اندیش اند که یا خواسته اجیر زر و زور شده اند و یاهم ناخواسته و رضاکارانه بر سبزه ی فاشیزم آب می باشند تا زودتر رشد کند.
در کنار حلقه ی سیاسی که منافع خود را در بر انگیختن احساسات قوم پشتون می بینند -در حالی که خود در اصل پشتون نیستند- سینه چاکان واژه ی افغان که مدعی نمایندگی از اقوام دیگر اند، در حقیقت کسانی اند که خود دچار بحران هویت شده اند. آن هایی که از هر بر و بام بر منطقی بودن کاربرد واژه ی “افغان” بر همه شهروندان افغانستان، دلیل می تراشند، غرق در بحران هویت اند و گذشته ی نصبی شان را یا فراموش کرده اند و یا نمی دانند. و الا مطمئنم که از ذکر قوم و تبار خویش نه هراس داشتند و نه هم شرم.
آن هایی که خود را به ظاهر از اقوام غیر پشتون می دانند و همواره از خاستگاه های قومی به قدرت می رسند، می خواهند با فریاد زدن این هویت دروغین (افغان) بر بی هویتی خود سرپوش بگذارند و هویت اکثریت مردمان این سر زمین را نادیده بگیرند.
من به برابری باور دارم و همان گونه که تبارم را به تباری برتری نمی دهم، به هیچ کس هم این حق را نمی دهم که هویت و تبارم را نا دیده بگیرد.
انسان ها در خلقت خود حق اختیار را ندارند و خلقت آن ها به خواست خداوند است. همان گونه که در قر آن سوره ی حجرات آیت 13 می خوانیم: “ای مردم ، ما شما را از مرد و زنی بيافريديم و شما را جماعت ها و قبيله ها ساختیم تا يکديگر را بشناسيد. هر آينه گرامی ترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست.” یعنی خداوند قومیت و تبار را نشانی برای شناخت میان انسان ها ذکر نموده است. پس آوردن قومیت (تاجیک، هزاره، پشتون ازبیک و…) در شناسنامه به جای واژه ی افغان -که نام دوم قوم عزیز پشتون است- هرگز نه خلاف وحدت ملی است و نه هم کار نادرست.
آن هایی که ذکر واژه ی افغان را هویت برای همه شهروندان افغانستانی دانسته و تصور می کنند که افغان خطاب کردن شهروندان افغانستان، بر وحدت ملی و ملت شدن ما کمک می کند، در اشتباه اند. جعل هویت و تحمیل این واژه همان گونه که در گذشته هیچ کمکی بر وحدت ما نکرده و بر عکس سبب نفاق شده است، در آینده هم نخواهد کرد و جعل هویت هم ممکن نخواهد بود.
این کار بی عدالتی بزرگی است که بر عدالت باوران هر قوم و تبار قابل قبول نیست. خدا مرا در یک خانواده ی فارسی زبان و متعلق به قوم تاجیک به دنیا آورده است، هیچ کس نمی تواند این را تغییر دهد. این خلقت همان گونه که فخری در دایره ی انسانی به شمار نمی رود، ننگی هم نیست.
آن چه که در سوی دیگر این کشور، برای یک هموطن دیگر خدا نصیب کرده است و نصب او هم نه افتخاری است و نه ننگی.
من همان حقی را دارم که او دارد. من همان گونه که دوست دارم شعر مولانا و بخوانم و افغانستان را وطنم بدانم، یک هم وطن پشتون هم حق دارد شعری از گلپاچا الفت بخواند و این کشور را از خود بداند. همان گونه یک برادر ازبیک دوست دارد، شعر علی شیر نوایی از حفظ بخواند و به آن فخر کند.
من همان حقی را به خود قایلم که به یک برادر اهل هنود افغانستانی ام قایلم. وقتی منِ سنی دوست دارم به سوی نماز تراویح در رمضان بروم، این را هم دوست دارم که در ماه محرم یک برادر هزاره ی شیعی ام را نوحه خوان در سوگ امامش ببینم.
من وقتی وارد مسجد می شوم و احساس آرامش می کنم، چرا این حق را به یک برادر سیکم در درمسالش ندهم.
ما همه انسان و شهروندان افغانستان ایم که خدا مارا در قوم ها و تیره های متفاوت خلق کرده است. ما همان گونه که حق انتخاب در هویت و تبار خود را نداشتیم، حق حذف یک دیگر و نا دیده گرفتن هویت و تبار یکدیگر را هم نداریم.
نویسنده حکیمی به نقل از خورشید
ایجاد زمینه های کاری در بخش های سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی به نسل جوان میتواند راه حل اساسی و بنیادی جهت بیرون رفت از دشواری های کنونی در کشور باشد.
شماری از روشن فکران و اساتید دانشگاه ها به نقش سازنده ی جوانان در پیشرفت و ترقی کشور تاکید دارند و میگویند در راس نظام کنونی کسانی هستند که مخالف پیشرفت کشور از طریق جوانان اند.
شماری از روشنفکران به نقش و توانایی جوانان در امور کشوری تاکید دارند و میگویند بدون توجه به نسل جوان و ایجاد زمینه های کاری در بخش های سیاسی، اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی به جوانان هیچ پیشرفت و تغییر مثبت در کشور رونما نخواهد شد.
احمد جواد رییس موسسه ی تحصیلی ابرار، جوانان را نیروی توانمند فکری در کشور دانست و نسل جوان را بزرگترین و موثر ترین سرمایه ی کشور عنوان میکند.
نقیب الله فایق رییس کمیسیون صحت جوانان عضو مجلس نمایندگان به نقش سازنده ی جوانان در اداره ی امور کشور و سایر بخش های مهم در کشور تاکید دارد و میگوید اگر کشوری ساخته شود با نیروی جوان اباد خواهد شد.
به باور وی تا زمانی که به جوانان فرصت های لازم در امور کشوری داده نشود چیزی تغییر نخواهد کرد زیرا کسانی که اکنون در راس نظام هستند معتاد به فساد اداری و به تفاوتی در قبال کشور اند.
به باور اگاهان سیاسی و نخبگان علمی جوانان موثرترین اقشار جامعه در یک کشورند که در صورت دادن فرصت هایی اساسی برای انان میتوان به پیشرفت های علمی،خودکفایی سیاسی،اجتماعی و نظامی دست یافت.
اگاهان تاکید میکنند، تا زمانی که نقش فعال به جوانان در امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی داده نشود و نسل جوان در حاشیه قرار داشته باشند، هیچ امیدی به اقتدار سیاسی ، انکشاف و تامین صلح و ثبات دائمی در کشور نخواهد بود.
از 50 هزار هکتار زمین مزارع خشخاش در هلمند، تنها22هزار هکتار ان از بین رفته است.
کشاورزان این ولایت با بیان این مطلب میگویند: برای از بین بردن مزارع کشت کوکنار، حکومت باید زمینه ی فروش محصولات زراعتی را برای انها مساعد سازد.
عبدالله احمدزی، رییس زراعت هلمند با تایید مشکلات مردم این ولایت میگوید ریاست زراعت تلاش دارد تا زمینه ی فروش محصولات زراعتی را برای مردم مهیا کند.
روسیه از ارتباط افغانستان با انتخابات امریکا نگران است.
وزیر خارجه روسیه می گوید خروج نیروهای خارجی از افغانستان نباید با سیاست های داخلی آمریکا ارتباط داده شود.
وزیر امور خارجه روسیه در سفرش به قرقیزستان می گوید تعیین ضرب العجل برای خروج نیروهای خارجی از افغانستان نباید به مسائل داخلی آمریکا به ویژه انتخابات کشور ربط داده شود و نیروهای خارجی بیش از ترک افغانستان باید گزارش ماموریت خود را به شورای امنیت سازمان متحد ارائه کنند.
نوید ظاهر ملی پوش تکواندوی افغانستان به یک پیروزی و یک شکست به رقابتهای قهرمانی نوجوانان جهان دست یافت.
نوید ظاهر در نخستین دیدارش 11بر 10 مبارز تونس را شکست داد. اما در دومین دیدارش برابر مبارز کرواسیا تن به شکست داد.
قرار است فردا شاکر کلکانی دیگر مبارز کشور در برابر حریفش قرار گیرد.
رقایتهای تکواندو با حضور 416 تکواندو کار در مصر برگزار شد و 5 روز ادامه خواهد داشت.