تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

احتمالا بسیاری از شما با نام موبایل بلک بری (BlackBerry) آشنا هستید. شرکت سازنده این تلفن ها که خدمات بسیاری را هم به همراه آنها ارائه می کند، RIM نام دارد که در ایران تقریبا فعالیتی ندارد. این شرکت هم اکنون در یکی از بدترین موقعیت های مالی و اقتصادی خود (از زمان تاسیس) به سر می برد و برخی کارشناسان حتی آن را در پایان راه می دانند.
البته چند ماهی به طول خواهد انجامید تا ببینیم که آیا تغییرات مد نظر مدیرعامل جدید RIM آقای تورستن هینز ، کمکی به تغییر روند رو به نزول این سازنده تلفنهای همراه خواهد کرد یا خیر. با این حال برخی از کارمندان شرکت تغییر را زودتر حس خواهند کرد. هینز در کنفرانس تلفنی پنجشنبه گذشته اعلام کرد که برای سازماندهی مجدد امور بر اساس یک ساختار مدیریتی جدید برنامهریزی کرده است. ساختاری که به زودی اعلام خواهد شد. RIM هم اکنون نیز چندین تغییر سازمانی را انجام داده، از جمله جدایی مدیران با سابقهاش دیوید ییچ و جیم رُوان. در عین حال رئیس سابق هیئتمدیره جیم بالسیلی نیز در حال ترک کمپانی است. ولی انتظار میرود که تغییرات از این هم عمیقتر باشند.
The Globe and Mail روز پنجشنبه گزارش داد که شرکت در حال حذف پستهای مدیریتی در سطح نایب رئیس و نایب رئیس ارشد است. RIM این تغییرات را تایید نکرده، ولی هینز به این مورد اشاره داشته که شرکت ساختار سازمانی بسیار پیچیده، ناکارآمد و غیرپاسخگویی دارد. ظاهراً RIM قصد اعلام تغییرات بیشتر را ندارد. به نظر میرسد تغییرات در سطح اجرایی بیش از سطح مدیریتی باشند.
هینز گفته است که در حال جستجو برای استخدام یک مدیر بازاریابی جدید است، و انتظار میرود به زودی وی را معرفی کند. علاوه بر این، او گفته که میخواهد یک مدیر ارشد عملیاتی را نیز برای پذیرش مسئولیت کامل کلیه امور اجرایی استخدام کند. پرسش اینجا است که آیا هیچ یک از این تغییرات، به ساخت موبایلها و تبلتهایی که رقابتیتر از محصولات ارائه شده توسط RIM در این چند سال باشند، کمکی خواهد کرد.
آقای هینز در آخر اعلام کرده که برخی تغییرات بنیادی، الزامی بودهاند، مواردی که مدیران قبلی مدتها از انجام آنها طفره میرفتند. حتی خود هینز هم در حین پذیرش پست مدیر اجرایی گفته بود که تغییرات شگرفی لازم نخواهد بود. با این حال او اکنون تأکید میکند که دلیل تغییر آن اعتقاد اولیه، تجربیات کسب شده در طول 10 هفتهای که از به دست گرفتن زمام امور توسط او میگذرد، نیست.
اینکه RIM دقیقاً چه کار متفاوتی انجام خواهد داد، آشکار نیست. هینز به طور واضح گفته که هیچ گزینهای از روی میز کنار نمیرود: از ارائه لیسانس سیستم عامل، تا شراکت با یک کمپانی سختافزاری دیگر. او در عین حال گفته که RIM نمیتواند از عهده بر آوردن تمام خواستهها و انتظارات بر آید. حال پرسشی که در ذهن ایجاد میشود این است که RIM دقیقاً چه خواهد کرد؟
آقای هینز اشاره کرده که برخی از خدمات به مشتریان را که نتایج مطلوبی نداشته، مورد بازبینی قرار خواهد داد و بر روی نقاط قوت کمپانی در زمینههای امنیتی و خدمات قابل ارائه به مؤسسات تمرکز خواهد کرد. در عین حال اشاره شده که کمپانی سعی در بقای خود خواهد داشت، تا زمانی که سیستم عامل BlackBerry 10 با ابزارهای جدید و ارزانقیمت به بازارهای جهانی راه یابد.
دیگر پرسشهای مهم اینها هستند: به راستی RIM در حال ساخت چه محصولاتی با استفاده از سیستم عامل جدید خود است؟ آنها چه موقع از راه خواهند رسید؟ و اینکه آیا واقعاً آماده رقابت با iOS، اندروید و ویندوزفون هستند؟ این رقبای قدرتمند به سرعت در حال بهبود سهم خود در بازار هستند.
اولین خبرها بایستی در ماه می (دو ماه دیگر) از راه برسد. زمانی که RIM نمونه اولیه سختافزاری را که سیستم عامل جدید بر روی آن نصب شده، به توسعه دهندگان ارائه خواهد کرد، تا اطمیمنان حاصل شود که فروشگاه برنامهها در موقع عرضه محصولات به بازارهای جهانی، خالی نخواهد بود.
اگر چه این تغییر رویکرد میتواند خبر خوبی باشد و شاید در میان مدت باعث اضافه شدن یک انتخاب جدید به انتخابهای قبلی مشتریان در سرتاسر جهان شود، اما نباید وضعیت مالی RIM را نیز از نظر دور داشت. در آخرین گزارش فصلی کمپانی، عملکرد شرکت منجر به ضرر خالص 125 میلیون دلاری شده است. این میزان در مقایسه با فصل مشابه سال گذشته که درآمد خالص 934 میلیون دلاری در صورتهای مالی درج شده بود، تغییر بزرگی (البته در جهت ورشکستگی) است.
در چنین شرایطی باید دید که آیا RIM فرصت ورود به بازارهای جدید و ارائه محصولات ارزانتر برای عموم مصرفکنندگان را پیدا خواهد کرد، یا اینکه سیستمعامل دوستداشتنی این شرکت برای همیشه از صحنه روزگار محو میشود. البته یک امکان دیگر هم تبدیل شدن RIM به یک شرکت نرمافزاری و همکاری با سایر تولیدکنتدگان سختافزار است. ولی با توجه به یکهتازی اندروید و ورود جدی مایکروسافت به این عرصه، هیچ بعید نیست در صورت گام گذاشتن در چنین راهی، BlackBerry 10 نیز کم کم به سرنوشتی مشابه WebOS دچار شود. همانطور که آقای هینز گفته، همه گزینهها روی میز هستند. باید به انتظار نشست و دید که آیا RIM میتواند بازگشتی موفق داشته باشد، یا نه.
زردي نوزادان چقدر شايع است؟
معمولا 60 درصد نوزادان سالم پس از تولد دچار زردي ميشوند و در مواردي که نوزاد نارس باشد اين مورد به 80 درصد ميرسد. البته اينها مواردي است که زردي ظاهر ميشود، ولي در مواردي هم، از آنجا که زردي کم است، نميتوان آن را تشخيص داد و فقط با آزمايش ميتوان فهميد که بيليروبين نوزاد در حد عادي است که اين مورد رايج و عادي است.
علل عمده بروز زردي چيست؟
بروز زردي علل مختلفي دارد. گاهي گلبولهاي قرمز خون خرد ميشوند و اين باعث ميشود نوزاد پس از مدتي مثلا چند هفته کم خون شود. گاهي ناسازگاري خون مادر و نوزاد (مادر با گروه خوني o، نوزاد با گروه خوني a يا b که به آن ناسازگاري abo گفته ميشود) يا ناسازگاري Rh (Rh منفي مادر و Rh مثبت نوزاد) يا وجود گروههاي خون فرعي (اختلاف بين گروه خوني مادر و نوزاد که شيوع کمتري دارد) همچنين فاويسم که در کشور ما شايع است ميتواند باعث بروز زردي شود. تمامي اين مسايل ميتوانند سبب بروز کمخوني در آينده شوند. به همين علت پزشک بايد کاملا هوشيار بوده و کمخوني را زير نظر بگيرد. همچنين در اثر شرايط ممکن است زردي به سرعت بالا برود و به همين جهت مراجعه سريع بسيار اهميت پيدا ميکند.
گاهي اوقات زردي به دليل خوب شير نخوردن نوزاد پيش ميآيد. اين خوب شير نخوردن ميتواند به دليل آموزش نديدن صحيح و کامل مادر باشد. در اين شرايط مادر پستان را خوب در دهان نوزاد نميگذارد و نوزاد هم خوب شير نميخورد. اين حالت خود در نهايت ميتواند سبب بروز زردي و ديگر مشکلات شود.
زردي را چگونه ميتوان تشخيص داد؟
زردي تنها يک علامت دارد و آن زرد شدن سفيدي چشم، بدن و مخاطها است و بايد نسبت به آن کمي حساس بود. گاهي والدين و حتي پزشکان و پرستاران نيز در ارزيابي زردي دچار اشکال ميشوند. البته راهنماييهايي وجود دارد. مثلا اگر تنها سر و صورت مبتلا به زردي باشد و سينه و شکم و اندامها زرد نباشد يعني عدد زردي بالا نيست اما هرچه زردي پايينتر بيايد حاکي از آن است که ميزان زردي در حال افزايش است و هرچه به پاها برسد يعني عدد زردي بالاتر و نگرانکنندهتر است.
در بسياري از موارد ارزيابي چشمي کافي نبوده و پزشکان با دادن آزمايش خون مقدار زردي و نوع زردي را تعيين ميکنند. زردي به 2 نوع تقسيم ميشود: زردي مستقيم و غيرمستقيم. آنچه اغلب در نوزادان اتفاق ميافتد زردي غيرمستقيم است که ميتواند به بافت مغزي خسارت بزند. زردي مستقيم چندان مشکلساز نيست مگر اينکه نوزاد مبتلا به عفونت يا ناراحتي کبدي باشد.
البته هميشه زردي تنها علامت نيست. اگر در کنار زردي علايم ديگري مانند بيحالي يا شير خوب نخوردن يا بالا و پايين بودن درجه حرارت بدن وجود داشت احتمال خطر بالاتر است و مراجعه به پزشک بايد با سرعت بيشتري صورت بگيرد.
زردي ناراحتي حادي است که جاي نگراني دارد يا به سادگي برطرف ميشود؟
زردي به مقدار کمي براي نوزادان نه تنها مضر نيست بلکه مفيد هم هست. بنابراين نبايد در اين مورد نگراني وجود داشته باشد مگر اينکه زردي بيش از حد زود شروع بشود يا مقدار آن خيلي بالا برود. ممکن است در نوزادي، زردي به ماه دوم يا سوم بکشد و دوره بهبودي طولانيتر شود که اگر آزمايش انجام شود و نشان دهد که نوزاد مشکلات مربوطه را ندارد دليلي بر ناراحتي نيست مشروط به اينکه آزمايشهاي لازم صورت گرفته باشد.
در اکثر نوزاداني که دچار زردي ميشوند حتي آن دسته که زردي آنها از مرحله فيزيولوژيک ميگذرد و اعداد زردي در آنها بالاست، بيماري نگرانکننده نيست. هر چند لازم است با پزشک مشورت شود. اگر عدد خيلي بالا نباشد و نوزاد چند روز از عمرش گذشته باشد ولي سالم باشد به مادر و پدر توصيه ميشود درمان به جاي بيمارستان در منزل و زير دستگاه فوتوتراپي صورت پذيرد.
در صورتي که زردي درمان نشود چه عوارضي خواهد داشت؟
اگر شدت زردي بالا باشد و عدد آن به سرعت افزايش يابد و والدين نوزاد را سريع به پزشک ارجاع ندهند ممکن است زردي سبب بروز مشکلات مغزي در نوزاد شود. زردي ميتواند در برخي مناطق مغز نفوذ کرده و انواع مشکلات مغزي، فلج مغزي يا ديگر مشکلات را پيش آورد. زردي در عين حال که مشکل شايعي است و براي تعداد زيادي از نوزادان رخ ميدهد و اگر به موقع درمان شود مشکلي ايجاد نميکند، چنانچه به موقع درمان نشود، ميتواند در درصد پاييني مشکلساز شود.
زردي چه موقع غيرطبيعي تلقي ميشود؟
اگر زردي در نوزاداني که رسيده هستند سير طبيعي خود را طي کند در روز پنجم يا ششم ناراحتي برطرف ميشود. منتها در نوزاداني که نارس هستند اين زردي ممکن است ديرتر ظاهر شده و بهبود ديرتر حاصل شود. به عبارت ديگر زردي ممکن است در کودکان نارس به جاي 5 روز از 10 روز تا 2 هفته طول بکشد تا برطرف شود. در نوزادان رسيده ممکن است عدد زردي به 12 برسد و باز هم موردي طبيعي باشد اما در کودکان نارس اگر اين عدد به 14 برسد طبيعي خوانده ميشود. چه در نوزادان نارس چه رسيده اگر زردي خيلي زود ظاهر شود يعني به جاي روز اول و دوم از همان ساعات نخستين بعد از تولد خود را نشان دهد يا دير از بين برود يا اعداد بالا برود مدت آن طولاني شود، فيزيولوژيک يا طبيعي خوانده نميشود.
در چه شرايطي به تعويض خون نياز است؟
مقدار زردي و شدتي که در آن نياز به تعويض خون پيدا ميشود با توجه به سن بچه و نارس يا رسيده بودن او مختلف است. اگر زردي به اعداد 20، 25 يا 30 برسد اين نوزادان در معرض احتمال تعويض خون قرار ميگيرند و در بيمارستان بستري ميشوند. حتي اگر اين عدد از يک حد خاصي بالا رفت يا سرعت افزايش زردي خيلي سريع بود يا زمينه بيماري در نوزاد وجود داشت نياز به تعويض خون پيش مي آيد. اگر بچه سالم باشد اعداد بالاي زردي را ميتواند تحمل کند و مشکلي براي او به وجود نميآيد، اما اگر نوزاد دچار عفونت باشد، نارس باشد يا تعادل اسيد و باز خون او به هم خورده باشد يا اکسيژن خون در او ناکافي باشد و... نياز به تعويض خون پيش ميآيد. به هر حال در شرايطي که نوزاد بيمار است بايد سريعتر با زردي او برخورد کرد.
زردي را در خانه هم ميشود درمان کرد؟
اگر عدد زردي خيلي بالا نباشد و نوزاد چند روزه سالم باشد والدين ميتوانند درمان را در خانه زير دستگاه فوتوتراپي انجام دهند. تاکيد ميکنم دستگاه فوتوتراپي، نه هر لامپي. دستگاه فوتوتراپي لامپ مخصوص و ويژگيهاي مخصوصي دارد که بايد آن را از مکانهاي معتبر و مطمئن تهيه کرد. اين دستگاهها بايد استاندارد بوده و لامپهاي آن به موقع تعويض شود. کارکرد بيش از 2 هزار ساعت اين لامپها در کاهش زردي نقش نخواهد داشت. توجه به فاصله اين لامپها از بدن نوزاد و اينکه لامپ محافظ داشته باشد ضروري است تا در صورتي که شکسته شد، پوست نوزاد را دچار سوختگي يا ديگر عوارض نکند. در اين شرايط به توصيه پزشک آزمايش خون نوزاد در فواصل مختلف تکرار ميشود تا ميزان زردي تعيين شود. اگر حال نوزاد مناسب نباشد يا عدد زردي بالا باشد بهتر است درمان در بيمارستان انجام پذيرد.
آيا دادن آب قند به نوزاد براي رفع زردي، درست است؟
نه! يک اشتباهي که گاهي پزشکان ميکنند اين است که به مادران توصيه ميکنند به نوزادشان آب قند يا سرم قندي بدهند. اين کار بسيار مضر است و آب قند ميتواند سبب بالا بردن ميزان زردي شود. دادن هرچيز غير از شير مادر به نوزاد هيچ کمکي به رفع زردي نکرده و حتي ميتواند مضر باشد. هر چه نوزاد شير بيشتري بخورد زردي او سريعتر برطرف ميشود
گل کلم و سایر گیاهان هم خانواده او مانند بروکلی، کلم و کلم پیچ حاوی موادی هستند که از مبتلا شدن به سرطان جلوگیری مینماید.
گل کلم مانند کلم بروکلی و کلم پیچ از خانواده گیاهان (Crucifrous) میباشد. گل کلم سری به هم پیوسته دارد که از گلچههای کوچکی تشکیل شده و اندازه آن 15 سانتیمتر استاین گیاه بر خلاف سایر گیاهان خانواده (Crucifrous) که حاوی کلروفیل هستند بدلیل دوری گلچههای آن از تابش نور خورشید بوسیله برگهایش، فاقد کلروفیل میباشد.
گل كلم دارای آلیسین است كه باعث بهبود عملكرد قلب و كاهش خطر ابتلا به سكته می شود. علاوه بر این دارای سلنیوم است. سلنیوم ماده شیمیایی است كه با همكاری ویتامین ث باعث تقویت واستحكام سیستم دفاعی بدن می شود. گل كلم به نگهداری میزان كلسترول نیز كمك می كند.
فولیت نیز در گل كلم وجود دارد، فولیت ویتامین B است كه برای رشد سلولها و پاسخ آنها به بدن لازم و ضروری است.به همین دلیل است كه به زنان باردار برای رشد كامل جنین توصیه می شود كه از گل كلم به مقدار زیاد استفاده كنند.
مواد موجود در 100 گرم گل کلم:
ویتامین C 54.93 میلی گرم
ویتامین K 11.17 میکروگرم
فولات 54.56 میکروگرم
فیبر 3.35 گرم
ویتامین B6 0.21 میلی گرم
تریپتوفان 0.03 گرم
امگا3 0.21 گرم
منگنز 0.17 میلی گرم
ویتامین B5 0.63 میلی گرم
پتاسیم 176.08 میلی گرم
پروتئین 2.28 گرم
فسفر 36.68 میلی گرم
ویتامین B2 0.05 میلی گرم
منگنز 11.16 میلی گرم
ویتامین B3 0.51 میلی گرم
دفع سموم توسط کبد
همانطور که میدانیم گیاهان (Crucifrous) حاوی گلوکز نیالات و تیوسنرات( glucosinolates and thiocyanates) میباشند. این مواد توانایی کبد را برای دفع مسمومیت بالا می برند.
اگر مولکولهای سمی به سرعت توسط کلیه از بین نروند، میتوانند همه سلولها را از جمله DNA، تخریب نمایند. این تخریب میتواند باعث رشد غیر قابل کنترل سلولها گردد.
مصرف گل کلم همراه با زردچوبه در سلامتی مردان موثر است.
سرطان پروستات دومین عامل مرگ از سرطان در مردان آمریکا میباشد. هرساله 500000 مرد بر اثر سرطان پروستات میمیرند که این آمار نسبت به هند که در رژیم غذایی خود از گیاهان خانواده براسیکا و ادویهجات استفاده مینمایند، بیشتر است.
ترکیب گل کلم و زردچوبه بسیار خوشمزه و خوش طعم میباشد. بهترین راه برای تهیه این غذا به این صورت است که ابتدا گل کلم را تکه، تکه میکنیم و برای تقریباً 5 تا 10 دقیقه آن را نگه میداریم. این مرحله سبب تولید فنیل ایزوتیوسینات (phenethyl isothiocyanate) میشود که به کاهش رشد سلولهای سرطانی کمک می کند.
این ماده زمانی که گل کلم تکه شده باشد تولید میشود اما با گرم کردن آن تولیدش متوقف میگردد. مقداری زرد چوبه به آن اضافه مینماییم و روی حرارت ملایم با اضافه نمودن کمی سبزیجات به مدت 5 دقیقه گرم می کنیم وسپس همراه با کمی نمک، فلفل و روغن زیتون آن را خوش طعم تر نمایید.
جلوگیری از ابتلاء به آرتروز
دانشمندان در مطالعهای مشاهده نمودهاند که غذاهایی که حاوی ویتامینC، هستند مانند گل کلم از التهابات استخوانی مانند آرتروز جلوگیری مینمایند. یافتههای جدیدی که در سالنامه بیماریهای رماتیسم منتشر شده است نشان داده که این مطالعات بر روی 20000 فرد انجام گرفته که قبل از شروع این آزمایشات هیچگونه بیماری آرتروزی نداشتهاند.
آزمایشات نشان دادند افرادی که مصرف غذاهای حاوی ویتامین C در آنها کمتر است 3 برابر ریسک ابتلاء به آرتروز در آنها بیشتر از افرادی است که مصرف غذاهای مملو از ویتامینC در آنها زیاد است.
چگونگی انتخاب و نگهداری گل کلم
در انتخاب گل کلم باید به تمیزی،سفیدی و بهم پیوستگی آن( گلچه ها از هم فاصله نداشته باشند و به هم پیوسته باشند) توجه نمود. از خرید گل کلمهایی که سیاه شدهاند و یا لکه هایی سیاه داشته باشند و همچنین گلکلمهایی که گل های کوچکی در آنها ظاهر شده است خودداری کنید.
گل کلم را نپخته در پلاستیک قرار دهید و در یخچال نگداری نمایید. گل کلم تکه شده را تنها میتوان برای 1 تا 2 روز در یخچال نگه داشت و همچنین کلم پخته شده را به این دلیل که زود فاسد میشود تنها میتوان برای 2 تا 3 روز در یخچال نگهداری نمود.

















مسوولان برخی از موسسه های ماین پاکی در افغانستان می گویند که هنوز هم در صد ها کیلومتر مربع زمین در این کشور ماین ها و مواد منفجر نشده وجود دارند.
بر خلاف قرار داد اوتاوا، موسسه های ماین پاکی در افغانستان تخمین کرده اند که برای پاک کردن افغانستان از وجود ماین ها و مواد منفجر نشده به ده سال دیگر و صدها ملیون دالر کمک نیاز است.
این در حالیست که کنوانسیون تحریم ماین ها در اوتاوا فیصله کرده بود که افغانستان باید تا سال 2013 کاملاً از وجود ماین پاک ساخته شود و یک کشور عاری از ماین اعلام گردد.
انجنیر محمد شهاب حکیمی رییس موسسه ماین پاکی (ام ،دی،سی ) در نشستی که به مناسبت تجلیل از روز جهانی ماین پاکی به روز سه شنبه در کابل برگزار شده بود گفت که در حال حاضر در حدود پنجصدو هشتاد کیلومتر مربع زمین در افغانستان ماین و مواد منفجر نشده وجود دارد که برای پاک کردن آن به وقت زیاد و کمک مالی نیاز است.
وی در ادامه گفت: « در حال حاضر حدود پنجاه و پنج فیصد کار ها تمام گردیده است، اما اگر دیگر ماین و مرمی استفاده نگردد، ساحاتی را به همین ظرفیت که برنامه تشخیص و سروی کرده، اگر دونر ها کمک های مالی را مانند گذشته ادامه دهند انشاالله تا ده سا ل آینده افغانستان را کشوری خالی از ماین اعلان خواهیم کرد.»
به گفتهء مسوولان موسسه های ماین پاکی، در بیست و سه سال گذشته یک صد و هشت ولسوالی، هفده هزار و نه صد و شصت و هفت هزار جریب ساحه جنگی، و نوزده صد و چهارده منطقه غیر جنگی در افغانستان از وجود ماین ها پاک کاری گردیده اند.
این موسسات به اساس یک سروی تخمین نموده اند که در سال 2010 میلادی در هر ماه پنجاه و دو تن که شصت درصد آن را اطفال تشکیل می دادند در اثر انفجار ماین و مواد منفجره کشته و یا زخمی می گردیدند.
در حالی که این رقم در سال 2000 میلادی به یکصدو هفتاد و شش تن می رسید.
در عین حال ابیگیل هارتلی نماینده ی اداره خدماتی ضد ماین سازمان ملل متحد در کابل می گوید که مبارزه بر ضد ماین در افغانستان به یک هماهنگی قوی نیاز دارد.
خانم هارتلی از کشور های کمک کننده خواست که در این بخش کمک های شان را با افغانستان کاهش ندهند.
وی افزود: « اگر فکر شود که افغانستان تا ده سال آینده به کلی از وجود ماین و مواد منفجره پاک خواهد شد، احساس خوبی است.
مسوولین پلانگذاری پاک سازی ماین در افغانستان متعهد اند که این پروگرام را عملی نمایند.
اما در این بخش کمک کشور های کمک کننده و حمایت حکومت افغانستان ضروری است.
سازمان ملل متحد به کمک های اش متعهد است و ما بسیار علاقمند هستیم تا افغانستان را عاری از ماین بیبینم.»
با آنکه در افغانستان دو موسسهء ماین پاکی خارجی و پنج موسسهء داخلی که بیش از چهارده هزار کارمند دارند فعالیت می کنند، اما برخی از مردم از نحوه ی فعالیت آنها انتقاد کرده و می گویند که این افراد بیشتر متوجه نفع شخصی شان اند و گاهی دیده شده که در بسیاری مناطق به گونه تکراری به جستجوی ماین ها پرداخته اند.
موسسه ی ماین پاکی می گوید، که در سال گذشته میلادی در افغانستان حدود نود و دو ملیون دالر در بخش ماین پاکی به مصرف رسیده و در ده سال آینده نیز به همین مقدار پول نیاز است.
محققان آمریکایی با نشانه رفتن انگشت اتهام خود به سوی فیس بوک و سیستم های اشتراک گذاری عکس و نظرخواهی، نشان دادند که این شبکه های اجتماعی خطر اختلالات غذایی را افزایش می دهند.
نتایج تحقیق جدیدی که در مرکز اختلالات غذایی بالتیمور انجام شده است، نشان می دهد که شبکه های اجتماعی چون فیس بوک تاثیر بسیار منفی روی افرادی می گذارند که از مشکلات اضافه وزن رنج می برند و می توانند آنها را به سوی اختلالات غذایی حاد سوق دهند این مشکل به ویژه نوجوانان را تهدید می کند.
این پژوهشگران به طور نمونه 600 کاربر فیس بوک در سنین بین 16 تا 40 سال را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که بیش از نیمی از این شرکت کنندگان زمانی که به عکسهای خود نگاه می کنند و آنها را با عکسهایی که دیگران در این شبکه ها به اشتراک می گذارند مقایسه می کنند از بدن خود ناراضی هستند.
75 درصد از کاربران سایت مارک زاکربرگ اظهار داشتند معتقدند که باید لاغر شوند و حتی سیستمهای نظرخواهی (کامنت گذاری) نیز به بهتر شدن این موقعیت کمکی نمی کنند.
به گفته شرکت کنندگان در این تحقیق، دوستان آنها به دفعات قضاوتهای خود را درباره وضعیت زیبایی شناختی آنها بیان می کنند اما این نظرات نمی توانند مفهوم جعلی لاغر و زیبا بودن را در این کاربران تقویت کنند
در پدیده ای نادر نوزادی بدون داشتن خون در رگ هایش متولد شد .
به گزارش یاهو،" اولویا نوروتن" دختر شش ماهه ای است که طی یک پدیده نادر بدون وجود خون در رگ هایش متولد شد.
براساس گزارش ها، این دختر هنگامی که بدنیا آمده است در رگ هایش خون جاری نبود و بدون خون زنده ماند و به حیاتش ادامه داده است.
طبق تشخیص پزشکان استرالیایی، این نوزاد هنگام تولد تمامی خونی را که در رگ هایش جاری بوده را از دست داده است .
پزشکان پس از تولد این نوزاد تنها دو ساعت وقت داشته اند که خون را به بدن این نوزاد بازگرداند تا وی بتواند به زندگی خود ادامه دهد.
پزشکان توانستند طی دو ساعت خون را به بدن او بازگرداندند و جان وی را نجات دادند.
پزشکان استرالیایی این پدیده را بسیار نادر می دانند و از هر پنج هزار نوزادی که متولد می شود تنها یک نفر به این بیماری مبتلا می شود.
پیرترین مرد آمریکایی از ایالت "ایندیانا" پس از جشن گرفتن یکصد و یازدهمین سال تولد خود اعلام کرد که دوست دارد یک بار دیگر ازدواج کند.
به گزارش روزنامه آمریکایی هافینگتونپست، "شلبی هریس" از ایالت "ایندیانا" آمریکا پس از آنکه اوایل هفته جاری یکصد و یازدهمین سال تولد خود را جشن گرفت، اعلام کرد که دوست دارد یکبار دیگر ازدواج کند.
هریس که در سال ۱۹۰۱ به دنیا آمده است و تا سن ۱۰۲ سالگی یکی از خادمان کلیسای بابتیست بوده است، تاکنون بیشتر از سه دختر و دو همسر سابق خود عمر کرده است.
هریس که هماکنون نبیره خود را نیز دیده در ایندیانا بزرگ شده است اما هماکنون در مرکز توانبخشی "راک آیلند" در ایلینویز به سر میبرد.
پیرترین مرد آمریکایی با اشاره به دو آرزوی خود می گوید: دوست دارم یکبار دیگر بیسبال بازی کنم و یک بار دیگر ازدواج کنم. من میخواهم صرفاً زندگی کنم و قصد دارم در انتظار بنشینم.
وی در پایان تأکید کرد: یکی از بزرگترین چیزهای جهان این است که دیگران را دوست داشته باشیم و آنها را باور داشته باشیم. من صرفاً تلاش میکنم هر روز زندگی کنم. سعی میکنم درست زندگی کنم و تلاش میکنم تا حقیقت را زنده نگه دارم و همه را دوست دارم و میخواهم همه نیز مرا دوست داشته باشند.
این گزارش می افزاید گرچه شاید عروسی برای این داماد ۱۱۱ ساله پیدا نشود اما حداقل این است که هریس به یکی از دو آرزوی خود که بازی بیسبال است در هفته جاری میرسد. قرار است هریس در بازیهای لیگ دسته دوم بیسبال در "داونپورت" بازی کند.
يک نويسنده و کهنه سرباز نيروي دريايي امريکا، رژيم اسرائيل را مغز متفکر حوادث ۱۱ سپتامبر ميداند.
به گزارش پرس تی وی، آلن سبروسکي، کهنه سرباز نیروی دریایی آمریکا و نويسنده و مشاور متخصص در امور امنيت ملي و بينالمللي، طي سخناني در فيلم کوتاهي که در يوتيوب منتشر شده است، تصريح کرد:"طي ۲ هفته گذشته با افرادي در دانشکده جنگ ارتش و ستاد نيروي دريايي تماسها و گفتوگوهاي طولاني داشتهام و در هر دو مورد اين قضيه را کاملا شفافسازي کردهام، اينکه اطمينان ۱۰۰ درصدي وجود دارد که حادثه ۱۱ سپتامبر يک عمليات از جانب موساد بوده است. همين و بس"
سبروسکي افزود، همکاران وي که هنوز هم در نيروي دريايي امريکا خدمت ميکنند ابتدا با ناباوري به اظهاراتش واکنش نشان دادند اما پس از شنيدن توضيحات وي درباره تخريب کنترل شده ساختمانها، ناباورياشان مبدل به خشم شد.
وي خاطرنشان کرد:"ابتدا ناباوري و شک بود و آنچه بلافاصله پس از آن به آنها نشان دادم مصاحبه با يک کارشناس دانمارکي تخريب به نام دني جوئنکو بود، مصاحبهاي که در آن فروريختن سومين ساختمان در مرکز تجارت جهاني (WTC۷) به نمايش درآمد. چيزي که لازم است به مردم گفته شود، اين است : سه ساختمان فرو ريخت؛ هيچ هواپيمايي به سومين ساختمان اصابت نکرد؛ بلکه (اين ساختمان) براي تخريب کنترل شده سيم کشي شده بود، بنابراين، تمامي اين ساختمانها براي تخريب کنترل شده سيم کشي شده بودند. و در آن هنگام واکنشها مبدل به خشم شد. ابتدا ناباوري و سپس خشم."
به گفته سبروسکي، در صورت اطلاع امريکاييها از حقايق پشت پرده اين حملات، آنها از نابود کردن اسرائيل دريغ نميکردند حتي بدون توجه به هزينههاي اين اقدام.
وي افزود:"اگر امريکاييها ميدانستند که اسرائيل اين کار را انجام داده، اسرائيليها را از روي زمين ريشه کن و نابود ميکردند."
در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۱ يک سري حملات هماهنگ در امريکا صورت گرفت که بر اساس گزارشها به کشته شدن حدود ۳ هزار تن از مردم اين کشور انجاميد.
دولت امريکا مدعي شد ۱۹ تروريست که گفته ميشد با گروه القاعده مستقر در افغانستان هم پيمان هستند، براي انجام اين حملات اقدام به ربودن ۴ جت تجاري- مسافربري در خطوط هوايي امريکا کردهاند. با اين حال توجيه رسمي امريکا درباره وقايع ۱۱ سپتامبر به طور گستردهاي از سوي محافل امريکايي و همچنين در سراسر جهان به چالش کشيده شده است.
امريکا در زمان رياست جمهوري جرج بوش، رئيس جمهوري پيشين اين کشور پس از طرح اين ادعا که حملات ۱۱ سپتامبر از سوي اعضاي القاعده صورت گرفته است، سال ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کرد.
واشنگتن سال ۲۰۰۳ با پافشاري بر اين نکته که عراق تسليحات کشتار جمعي در اختيار دارد، به اين کشور نيز حمله کرد.
محمود احمدي نژاد، رئيس جمهوري ايران ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۱ در سخنراني سالانه خود در مجمع عمومي سازمان ملل با اشاره به اينکه حادثه ۱۱ سپتامبر بهانه مناسبي براي حمله به افغانستان و عراق در اختيار امريکا قرار داده است، انجام يک تحقيق مستقل بينالمللي در خصوص این حادثه را خواستار شد.
سبروسکي در پايان افزود:"صهيونيستها اين بازي را به صورت يک سر برد و يک سر باخت انجام ميدهند، چرا که اگر در اين بازي ببازند و اگر مردم امريکا از واقعيت ماجرا مطلع شوند، کارشان تمام است."
فقر دانشآموزان انگلیسی و التزام آنها به تحصیل در مدارس سطح پایین، موجب بروز مشکلات مضاعف برای آنها شده است.
دانشآموزان فقیر انگلیسی مجبور به درس خواندن در مدارس ضعیف و سطح پایین میشوند و همین امر موجب میشود تا آنها یک سال از دیگر دانشآموزان عقب بمانند.
به گزارش روزنامه گاردین، «استفان توییگ» وزیر آموزش سایه انگلیس قرار است امروز در کنفرانس «انجمن اساتید و معلمین» انگلیس، در این رابطه صحبت کند. وی قرار است در صحبتهای خود عنوان کند که، دانشآموزان فقیری که در مدارس ضعیفتر در حال تحصیل هستند با مشکلات مضاعفی درگیر هستند که موجب میشود آنها یک سال از دیگر دانشآموزان عقبتر باشند. وی بر این عقیده است که دولت ائتلافی این کشور با تمرکز بر راهاندازی مدارس رایگان در مناطق مرفهتر این کشور، کار چندانی برای حل این "رسوایی ملی" انجام نداده است.
مطالعات انجام شده توسط «انجمن سلطنتی هنر» در انگلیس نشاندهنده آن است که دانشآموزان فقیر انگیلسی مجبورند در مدارسی درس بخوانند که کمترین موفقیتها را در سابقه خود دارند، در حالی که دانشآموزان مرفهتر در مدارس بهتری درس میخوانند و همین امر باعث شده تا این دانشآموزان با مشکلات مضاعفی روبرو باشند.
مطالعات مستقلی که توسط مرکز «ساتون تراست» انجام گرفته، نشان میدهد که اگر دانشآموزان فقیر توسط معلمین ضعیفتر آموزش ببینند، به شش ماه زمان بیشتر برای یادگیری نیازمندند.
توییگ در اینباره خواهد گفت: "به عبارت دیگر، فقیر بودن و تحصیل کردن در یک کلاس فقیر، مساوی است با یکسال عقب افتادگی تحصیلی. این یک رسوایی ملی است.