تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
بنا به آمار نهادهای جامعه مدنی بیش از 70 هزار معتاد در هرات زندگی می کنند که بیشتر این افراد جوانانی هستند که در دوران مهاجرت معتاد شده و به کشور بازگشته اند و در هرات اسکان گزیده اند.
با اینکه شمار زیادی از این افراد خواهان تداوی هستند اما مراکزی که متقبل هزینه مالی تداوی این افراد شود وجود ندارد.
به گزارش پامیر پرس ، برای نخستین بار در هرات یک مرکز 20 بستری که برای ترک اعتیاد زنان و اطفال ساخته شده بود، به 50 بستر ارتقا داده شد.
با آنهم داکتر عبدالظاهر فیض زاده، رئیس شورای ولایتی هرات در محفل ارتقاء کلینیک سی بستر تداوی معتادین شهامت به پنجاه بستر، عملکرد مثبت مسئولین و کارمندان این مرکز را ستود و افزایش 20 بستر در این کلینک را امیوار کننده در راستای بهبود و توجه به وضعیت معتادین در هرات خواند.
آقای فیض زاده با اشاره به وضعیت ناهنجار زنان معتاد در ولسوالی ها و معامله گری با اطفال و خانم های معتاد و عدم توجه به تعیین سرنوشت اطفال و این خانم های صحت یاب شده، خواهان توجه جدی ریاست دادستانی استیناف در راستای مبارزه با ناهنجاری های موجود و تعیین سرنوشت زنان و اطفال معتاد مداوا شده و جلوگیری از معامله گری با این قشر شد.
ماریا بشیر، دادستان استیناف هرات ضمن تشکر از مسئولین و کارمندان این کلینیک و توجه جدی شورای ولایتی هرات در راستای بهبود وضعیت معتادین و رفع نگرانی های این ولایت، وضعیت خانم ها و اطفال معتاد در ولایت هرات را نگران کننده خواند و در راستای احقاق حقوق این اطفال و زنان در هرات اطمینان داد و بر ایجاد کمیسیونی متشکل از نمایندگان شورای ولایتی، دادستانان، پولیس و صحت عامه در راستای احقاق حقوق زنان معتاد تاکید کرد و در این راستا قول همکاری داد.
در عین زمان، داکتر واحدی، مسئول کلینیک نیز از توجه شورای ولایتی در این زمینه تشکر نمود و آقای عثمانی، نماینده وزارت صحت عامه، آقای جبار خیل، نماینده وزارت مواد مخدر و مسئولین این مرکز بوده که از سال 2003 به این طرف در راستای آگاهی دهی از مواد مخدر، حقوق بشر و درمان معتادین و وقایع از این بیماری در هرات فعالیت دارد که این تشکر از توجه شورای ولایتی هرات در جلب همکاری های ارگان ها و نهادهای حکومتی با این مرکز، نقش نهاد و ارگان های حکومتی را در راستای مبارزه با شیوع معتادی در جامعه مهم و ارزنده خواندند و خواهان توجه متنفذین و بزرگان در کاهش این بیماری شدند.
این مرکز با ازدیاد 20 بستر جدید به همکاری وزارت صحت عامه، مواد مخدر و دفتر UNODC ، دارای 50 بستر برای تداوی زنها و اطفال معتاد می باشد. اکنون اگر آمار 70 هزار نفری در هرات صحیح باشد چه مدت زمان لازم است تا در صورت ثابت بودن این ارقام 70 هزار نفر معتاد در مرکز 50 بستری هرات تداوی شوند.
مقام های محلی در بدخشان می گویند که بر اثر حمله طالبان بر نیروهای دولتی در ولسوالی وردوج این ولایت، شماری از نیروهای دولتی کشته و زخمی شدند.
بر اثر حمله طالبان بر نیروهای دولتی در ولسوالی وردوج ولایت غزنی، شماری از نیروهای دولتی کشته و زخمی شدند.
ولسوالی وردوج، از مناطق نا امن در بدخشان است که هر از گاهی مورد حمله طالبان قرار می گیرد.
سخی داد حیدری، آمر امنیت پولیس بدخشان گفت :"شورشیان طالب، پیش از چاشت روز شنبه، بر پوسته های امنیتی ولسوالی وردوج برای تصرف مرکز ولسوالی حمله کردند که شکست خوردند".
به گفته او، در این حمله، هفت طالب مسلح کشته و ده تن دیگر نیز زخمی شدند.
حیدری می گوید که در این رویداد، یک پولیس نیز کشته و سه تن دیگر زخمی شدند.
ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان در تماسی ادعا کرد که در این حمله، مرکز ولسوالی به تصرف طالبان در آمده، یازده پولیس کشته شده و نزدیک به بیست تن از سربازان پولیس به اسارت طالبان در آمده اند.
به گفته مجاهد، چهار رنجر پولیس و مقداری سلاح و مهمات نیز در اختیار این گروه قرار گرفته است.
مقام های امنیتی بدخشان با رد این ادعا، می گویند که هم اکنون، ولسوالی وردوج در اختیار نیروهای دولتی قرار دارد وطالبان شورشی به کوه های اطراف متواری شده اند.
ولسوالی وردوج بدخشان، منطقه ای کوهستانی است که با کشورهای همسایه از جمله تاجیکستان، مرزهای مشترک دارد.
زمانی که صفحات تقویم را ورق می زنیم، می بینیم، ششم میزان را به روز بین المللی توریزم اختصاص داده اند، آنچه کمتر در کشور ما مورد توجه قرار گرفته است!
توریزم در افغانستان، به مناسبت روز جهانی جهانگردی تجلیل به عمل آمد.
رهین در سخنرانی خود، از انحطاط و کندی صنعت توریزم در کشور گلایه دارد و با ابراز تاسف می گوید که در حال حاضر حدود ۱۲۰۰ بنای تاریخی خراسان کهن در حال نابودی است.
حبیبه سرابی، والی بامیان نیز در این محفل، با اشاره به آثار باستانی بامیان، گفته است که این ولایت در طول تاریخ، از نظر رشد صنعت توریزم در جهان جایگاه خاصی داشته و هشت ساحهء تاریخی بامیان، شامل فهرست میراثهای فرهنگی جهان شده است.
برای درک بیشتر مقوله توریزم، ابتدا به معنای آن می پردازیم؛ لغت گردشگری(tourism)از کلمه tour به معنای گشتن گرفته شده، که ریشه اصلی آن لاتینturns و به معنای دور زدن، رفت و برگشت بین مبدأ و مقصد می باشد؛ که از یونانی به اسپانیایی و فرانسه و در نهایت به انگلیسی راه یافته است.
برخی از افراد ثروتمند، بنا به ذوقی که دارند، معمولاً به اقصی نقاط جهان سفر میکنند تا شاهکارهای هنری جهان را از نزدیک ببینند، زبانهای جدید بیاموزند، با فرهنگهای جدید آشنا شوند و یا غذاهای دیگر کشورها بچشند.
اصطلاحات «توریسم» و «توریست» اولین بار در سال ۱۹۳۷ توسط جامعه ملل، مورد استفاده قرار گرفت. گردشگری یا توریسم، سفر به خارج از کشور و با مدت زمان بیش از ۲۴ ساعت اطلاق میشود.
گفته می شود، قدمت صنعت توریزم در افغانستان به بیش از ۷ دهه می رسد که حاکمان وقت بنا به علایقی که داشتند شخصا از توریستان برای بازدید از جاذبه های کشور دعوت به عمل می آوردند؛ اما در سال های اخیر، به خصوص یک دهه گذشته، این صنعت در افغانستان رو به پیشرفت گذاشته و طی این سالها میزبان توریستان بسیاری بوده است.
صنعت توریزم، در هر کشوری یکی از منابع مهم درآمد محسوب می شود، اما در افغانستان به علل مختلفی، چون نبود امنیت و خدمات مهمانداری درست، این صنعت آن طور که باید، رونق نیافته است.
ولایاتی چون بامیان، هرات، کابل، قندهار و بلخ از جمله ولایاتی اند که بیشترین آثار باستانی و تاریخی را در خود جای داده اند؛ شهر غلغلـه در بامیان، شهر تاریخی بلخ باستان در ولایت بلخ، تخت رستم در ولایت سمنگان، ، منار جام در هرات و بسیاری دیگر از بقایای باستانی، از جمله آثار به جامانده از عصر کهن تمدن آریانای قدیم است.
بر اساس برخی گزارشات، افغانستان یا همان خراسان قدیم، درگذشته ای نه چندان دور از کشورهای محبوب برای گردشگران خارجی بود و گردشگران نامداری چون “مارکوپولو” مدت زیادی را در این کشور سر کرده است.
در طب سنتی توصیههای کاربردی زیادی برای پیشگیری از عود کردن دردها و اسپاسمهای عصب سیاتیک به افراد مبتلا به سیاتیک شده است:
با مشاوره با یک متخصص طب سنتی به راحتی میتوانید استعداد ابتلا به سیاتیک را در خود بررسی کنید. این درمانگران با بررسی طبع هر فرد و بررسی میزان اخلاط موجود در بدن وی احتمال ابتلا به اسپاسمهای عضلانی و سیاتیک را مشخص میکنند.
اگر در شرایطی خاص دچار اسپاسم یا گرفتگی عصب سیاتیک شدید، میتوانید برای کاهش میزان درد از یکی از شیوههای زیر استفاده کنید.
ضربههای ناگهانی؛ عامل بروز سیاتیک
یکی دیگر از دلایل ابتلا به سیاتیک جابهجایی لگن خاصره بر اثر ضربه است. از آنجا که ریشه عصب سیاتیک در لگن خاصره وجود دارد با بروز هرگونه جابهجایی در استخوانبندی لگن خاصره، این عصب دچار تورم، التهاب و درد میشود. بنابراین احتمال ابتلا به درد سیاتیک در افرادی که تجربه تصادف داشتند یا دچار ضربه در ناحیه پا یا لگن شدهاند وجود دارد.علاوه بر این، تجمع رسوبات و مواد زاید در اطراف مهرهها و مفاصل بهدلیل رعایت نکردن رژیم غذایی مناسب از دیگر عواملی است که موجب افزایش حجم ناحیه میان مهرهای میشود و موجب میشود که عصب سیاتیک تحت فشار قرار گرفته و دردناک شود.
چه دردی، درد سیاتیک است؟


ر یکی از روزهای رخصتی آخرهفته گذشته هنگام عبور ازپل سوخته قطار بلندی از معتادین که در سنین مختلف بودند به چشمم خورد، که در آن میان جوانان و نوجوانان بیش از همه با حالت رقت بار جلب توجه مینمود. وقتی تاثر و تاسف خود را با دیگر مسافرین در بین گذاشتم، آنان اظهار داشتند که...
متاسفانه زنان و دختران جوانی نیز هستند که آلوده به موادمخدر بوده و گاه و بیگاه در جمع آنان پیدا میشوند. ذکر این مورد بر تاثر و تاسف نگارنده افزود. این نوشته در واقع دردنامه و تحلیلی است بر این وضعیت و سرچشمه گرفته از چنان مشاهده ای دردآور!
جوامع امروزی برغم پیشرفتهای که عاید شان گردیده است، در همان حال به آفتهای متعددی دچارمیباشند. البته میزان گرفتاری به آن آفتها به تناسب وضعیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع متفاوت میباشد. کشورهای عقب نگهداشته شده و جنگ زده بیشتر از کشورهای پیشرفته به آن آفت ها دچار میگردند.
اما در کشورهای توسعه نیافته گاه عمق و دامنه آفتها به حدی گسترده و ریشه دار است که مقابله با آن گاهی بصورت یک امر غیرممکن جلوه مینماید. افغانستان، درمیان کشورهای مبتلا به آفتهای متعدد اجتماعی وغیره شاید در ردیف نخست قرار گیرد. در بین آفتهای گوناگونی که جامعه افغانستان را بکام خود کشانیده است، اعتیاد به موادمخدر و قاچاق موادمخدردر ردیفهای اول قرار میگیرد.
این درجه بندی از سوی سازمانهای بین المللی مبارزه با موادمخدر نیز مورد تایید قرار گرفته است. هم چنین در داخل کشور نیز هر سال به تعداد معتادان کشور افزوده میشود، گرچند تاکنون آمار دقیق و قابل اطمینانی در این رابطه بیرون داده نشده است، مگر به وضوح میتوان افزایش معتادان را در جامعه و گرایش به قاچاق موادمخدر را دید.
اکنون پرسش اینست که واقعا چه چیزی باعث افزایش اعتیاد در جامعه و گرایش به کشت و قاچاق موادمخدر در کشور گردیده است؟ با آنکه در ساختار اداری و تشکیلاتی کشور، وزارتی بنام وزارت مبارزه با موادمخدر ایجاد گردیده و اداره ای نیز به همین عنوان در وزارت داخله وجود دارد، که هزینههای هنگفت مالی را به خود اختصاص میدهند، چرا تاکنون موضوع اعتیاد و کشت و قاچاق موادمخدر تحت کنترل درنیامده است؟ به نظر میرسد که تاکنون در این باره شیوه دقیق و اقدامات اساسی که متضمن رفع یا محدودیت آنها شود اتخاذ نگردیده و یا بصورت ناقص و نیمه تمام به حال خود رها گردیده اند.
در اینجا به برخی از عوامل و زمینههای که به گسترش اعتیاد در جامعه نقش عمده را دارند بصورت کوتاه اشاره میشود:
- عوارض سالهای جنگ: معمولا در کشورهای که سالها جنگ و بحران وجود داشته، اثرات منفی آن پس از ختم جنگ و پایان یافتن بحران خود را نشان میدهد.
در هنگامی که جنگ و بحران جریان دارد شاید بسیاری از مسایل و مشکلات در چنان فضایی کمرنگ جلوه نموده و تحت الشعاع قرار گیرند. اما هنگامی که تب و تاب جنگ و بحران اندکی فروکش نماید در آن زمان کاستی و عوارض جامعه پی درپی نمایان میگردد؛ موضوع اعتیاد نیز یکی از این موارد است که پس از جنگ و بحران خود را بصورت بسیار جدی تبارز میدهد.
در افغانستان مسئله اعتیاد از دیر زمان با موضوع جنگ و بحران گره خورده بود. وقتیکه در کشور به مقیاس وسیع و غیرقابل کنترل کشت و قاچاق موادمخدر رایج باشد شیوع اعتیاد نیز یک امر غیرقابل کنترل میباشد. نبود یک حاکمیت قوی و عدم تسلط قانون و فقدان فضای مناسب آموزشی و تربیتی لازم این موضوع را تشدید بخشیده است. روی همین لحاظ اعتیاد به موادمخدر یکی از پیامدهای ناگوار سالها جنگ در کشور محسوب میگردد.
- فقر و بیکاری و خشکسالی: کارشناسان امور اجتماعی یکی از عوامل اعتیاد را فقر و بیکاری بر میشمارند. به معنای دیگر میان فقر و بیکاری و گسترش اعتیاد در جامعه یک رابطه قوی و مستقیمی وجود دارد که بحث و بسط آن از لحاظ جامعه شناختی و روانشناختی از ظرفیت این مقاله بیرون است.
در کشور ما به دلیل سالها جنگ، فقر و بیکاری بصورت یک پدیده عام و دوامدار درآمده است که مصائب بزرگی را برجامعه تحمیل نموده است. پدیده فقر و بیکاری موجب گردیده است که روی آوردن به اعتیاد بعنوان یک عامل تسکین دهنده و سرگرم کننده موقتی و انحرافی تلقی شود. در کنار نابسامانی های اجتماعی و سیاسی، عامل دیگری که موجب گردیده روی آوردن به موادمخدر مورد توجه قرارگیرد خشکسالیهای پیاپی میباشد. خشکسالیهای متوالی موجب گردیده است که کشاورزان ما نتوانند به کشت و زرع غله جات اساسی جامعه بپردازند، لذا برای تامین معیشت و گریز از تنگناهای زندگی به کشت تریاک رویآوردند.
درآمد و مفاد سرشار حاصل از آن سبب گردید که کشاورزان بیشتری به آن روی آورند. باندهای مافیایی قاچاق موادمخدر نیز در این امر دخالت عمده داشته اند. بنابراین فقر و بیکاری و خشکسالیهای متوالی از عوامل مهم دیگر ترویج کشت و اعتیاد به موادمخدر در کشور به شمار میآید.
- پایین بودن سطح آگاهی جامعه: رشد یا عقب ماندگی جامعه خصوصا از لحاظ آگاهی و درک مسایل زیست جمعی نقش عمده ای در سلامتی و موفقیت جامعه دارد. یکی از زمینه ها و عوامل عمدهای که جامعه ما را به بیماریهای گوناگون مبتلا ساخته و سلامتی را از او سلب نموده است، اینست که سطح آگاهی جامعه بسیار نازل میباشد. این موضوع سبب گردیده که نه تنها در عرصههای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی با عقب ماندگی مفرطی مواجه شویم، بلکه بیماریهای اجتماعی چون اعتیاد و ارتزاق از کشت و قاچاق موادمخدر بصورت گسترده در جامعه ترویج گردیده و نسبت به آن هیچ گونه قباحتی و پلشتی تصور نگردد؛ حتی از نوعی مقبولیت اجتماعی نیز برخوردار گردد.
همین طور عدم آگاهی موجب میشود که خانواده ها از تربیت درست فرزندان خویش و برخورد شایسته با جوانان عاجز آمده و اینها همه در مجموع زمینه گرایش به اعتیاد را درمیان نوجوانان و جوانان فراهم سازد. پایین بودن سطح آگاهی جامعه سبب کاستیها و اتخاذ روشهای نادرست تربیتی در خانوادهها گردیده و قطعا اگر مراکز آموزشی هم در این رابطه وجود داشته باشد قادر نخواهند شد که نسل امروزی را در برابر چنین تهدیدهای مصئونیت بخشند.
- ناتوانی و ضعف حکومت: متاسفانه یکی از عوامل بسیار مهمی که موجب گردیده مسئله اعتیاد در کشور روز به روز گسترش یابد ناتوانی و ضعف حکومت در مقابله با این آفت خطرناک میباشد. این ناتوانی از چند جهت قابل بررسی است: اول اینکه حکومت با آنکه یک وزارت خانه را بنام مبارزه باموادمخدر ایجاد نموده و بودجه گزافی را جذب ساخته است و یا ریاستی که در این رابطه در وزارت داخله وجود دارد، اما عملا تاکنون هیچگونه موفقیتی در این رابطه نداشته است. وزارت خانههای مذکور قادر نگردیده اند که مراکز ترک اعتیاد مناسب را حتی در کابل بوجودآورد و یا اقداماتی پیشگیرانه ای را صورت دهد.
دوم آنکه به دلیل عدم شناخت و تحلیل درست از وضعیت اعتیاد در کشور، فاقد طرح و برنامه برای مقابله با اعتیاد میباشند. سوم اینکه بنا به اظهار نظرهای برخی صاحب نظران بسیاری از مقامات حکومتی در رده های بالا و پایین در امر مواد مخدر به شکلهای مختلف نقش دارند، لذا اگر نیتی هم در دستگاه حکومتی برای مقابله با موادمخدر وجود داشته باشد توسط چنین افرادی خنثی میگردد. چهارم همانگونه حکومت در بسیاری از برنامهها و سیاستهای خود جدی و قاطع نمیباشد ، در این بخش هم از جدیت برخوردار نیست.
مماشات و رعایت مصلحتهای خاص موجب گردیده که همه ادعاهای کذایی هم چنان فقط در سطح ادعا باقی بماند و بدان عمل نشود.
بطور مثال حکومت تاکنون با وجود صرف هزینههای گزاف در مقابله با موادمخدر نتوانسته است که رضایت و اطمینان دهاقین را در مورد کشت بدیل موادمخدر بدست آورد. یا در امر نابودی مزارع کشت خشخاش فقط با بکارگیری چند عسکر فقط بصورت سمبلیک انجام میشود. بعدخارجی آفت موادمخدر: این امر پوشیده نیست که کشت و گسترش موادمخدر تنها یک پدیده داخلی نبوده ، بلکه یک پدیده جهانی میباشد.
به معنی دیگر سرمنشاء تشویق و ترغیب به کشت خشخاش و دامن زدن به آفت اعتیاد اگر زمینههای داخلی دارد ، از بیرون مرزها و حتی از درون دستگاههای قدرتهای بین المللی نیز مورد حمایت قرار میگیرد. باندهای مافیایی بین المللی بصورت یک روش سازماندهی شده و منظم حتی با برخورداری از حمایتهای گروههای فشار در داخل حکومتها، این موضوع را تعقیب مینمایند. هم چنین حکومت افغانستان نیز در جلب جهان و دریافت کمکهای لازم و اساسی برای تحقق مبارزه با موادمخدر ناتوان بوده است. بنابر این با درنظرداشت فاکتورهای فوق برای مقابله با اعتیاد در جامعه یک اقدام همه جانبه و بعنوان یک موضوع ملی صورت گیرد. اگر موضوع در گستره و تلقی یک ضرورت ملی مورد توجه قرار گیرد میتوان در مقابله با آن پیامدهایی مثبتی را متصور شد.
مشکل بيش از پنجاه هزار شاگرد، با ساخت هفتاد مکتب به هزينۀ ٢٥ ميليون دالر در ولايات باميان، دايکندى وغور، از حيث جاى مناسب درسى، درحالى حل خواهد شد که هنوزهم نصفى از مکاتب تعمير ندارند...
سنگ تهداب يکى از اين مکاتب، دیروز(٨ ميزان) توسط فاروق وردگ وزیر معارف در منطقۀ شيبرتوى مرکز باميان گذاشته شد.
وزير معارف، در مراسم تهدابگذارى اين مکتب گفت که ٢٤ مکتب در بامیان، ٢٣ مکتب در دایکندی و٢٣ مکتب ديگر در ولایت غور ساخته میشود.
وى افزود که قرار است با اعمار اين مکاتب، محل مناسب تدريس براى بيش از ٥٠ هزار شاگرد، فراهم شود.
پیتر کرولی (Peter Crowley) ریيس صندوق وجهى اطفال ملل متحد (یونيسف) در افغانستان که در مراسم تهدابگذارى اين مکتب شرکت داشت، گفت که یونيسف، از جريان ساخت اين ٧٠ مکتب نظارت ميکند تا پولی را که جاپان در این پروژه اختصاص داده، بصورت درست مصرف گردد.
وى علاوه کرد که کشور مطبوعش، پول این مکاتب را در کنفرانس بين المللى توکیو درماه سرطان سال جارى، به عهده گرفته و تا سه سال دیگر، تمام این مکاتب به بهره برداری میرسند.
جامعۀ جهانى در کنفرانس بين المللى توکيو، وعدۀ کمک ١٨ ميليارد دالر به افغانستان را نموده اند.
محمد آصف مُبلغ معاون والی بامیان گفت که مردم علم دوست مناطق مرکزی، در طول ده سال همکار معارف بوده و حتی یک مکتب شان، از نگاه امنیتی با مشکل مواجه نبوده است.
وی افزود "مردم، خود حامی معارف بوده وهمیشه همکاری خوب داشته اند."
مبلغ، از وزارت معارف خواست تا در بخش کمبود تشکیلات معارف، معلمین مسلکی و در مجموع کیفیت مکاتب، به بامیان توجه داشته باشد.
محمد عزيز شفق رييس شوراى ولايتى باميان، گفت که مشکلات عمده در بخش معارف، نبود پرسونل و نبود کتاب است که تا آخر سال جارى هم، کُتب به مکاتب برخى ولسوالى ها نخواهد رسيد.
وى علاوه کرد: "در برخى مکاتب، مدير مکتب هم مديريت ميکند، هم سرمعلم است و هم کار ملازمى را به پيش ميبرد؛ ما از وزارت معارف ميخواهيم که به اين تشکيلات رسيده گى کند."
مسوولان معارف باميان ميگويند که هنوزهم پنجاه درصد مکاتب، در اين ولايت فاقد تعمير بوده و شاگردان در زير خيمه ها و درختان و فضاى باز تدريس ميشوند.
مسوولان معارف دايکندى و غور نيز از همچو مشکل شکايت داشته و خواستار حل آن بوده اند.
اما وزير معارف ادعا کرد: "تا دو سال دیگر، هیچ قریه در افغانستان که ایجاب مکتب را نماید، بدون مکتب؛ و هیچ مکتبی، بدون معلم؛ و هیچ شاگردی، بدون کتاب در سطح کشور نخواهد ماند."
وى افزود که امروز بصورت سمبولیک، یکی از این مکاتب را در باميان تهدابگذاری ميکند که در حقیقت تهدابگذاری همۀ این مکاتب، به حساب می آید.
به گفتۀ وى، فعلاً ١٣٥ هزار شاگرد، ٣٤١٥ معلم و٣٥٢ مکتب در باميان وجود دارد؛ اما تا دوسال ديگر، تعداد شاگردان به ١٧٢هزار، از معلمين به بيش از چهار هزار و از مکاتب به ٤٥١ باب خواهد رسيد.
برای نخستین بار یک مرد افغانستانی از لندن تا کابل با دوچرخه سفر کرده و این مسیر را در نزدیک به سه ماه طی کرده است. محمد ولید نورزی میگوید این مسیر نه هزار کیلومتری را برای این پیموده تا به جهان نشان دهد که افغانستان تنها کشور جنگ، خشونت و مواد مخدر نیست.
آقای نورزی گفت که در این مسیر با افراد مختلفی دیدار و در باره کشورش گفتگو کرده است.
او گفت که در سفرش از غرب قاره اروپا تا قلب آسیا با دشواری های گوناگونی مواجه شده است.
به گونه مثال، وقتی یک فاصله سیصد کیلومتری را در سه روز در قزاقستان پیموده هیچ منطقه مسکونی را ندیده است.
آرامگاه نظامی گنجوی در آذربایجان. او از هفده کشور گذشته و از جمله فرانسه، بلژیک، آلمان، یونان، ترکیه، آذربایجان، قزاقستان و ازبکستان را دیده است.
آقای نورزی می گوید هدف این بوده که در این سفر از کشورش چهره مثبتی ارائه کند.
محمد ولید نورزی در کابل با استقبال خبرنگاران و هموطنانش مواجه شد.








صبح دیروز بر اثر انفجار مین کنار جادهای در ولایت «هرات» افغانستان یک مربی پلیس و مترجم وی کشته شدند.
دیروز همزمان با برگزاری مراسم انتقال مسئولیت از نیروهای خارجی به نیروهای افغان، بر اثر انفجار یک حلقه مین کنار جادهای در نزدیکی محل برگزاری مراسم، یکی استاد مرکز آموزش پلیس به همراه یک مترجم کشته و 2 تن دیگر زخمی شدند.




