تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
وقتی که تو بارانی میشوی در آسمان چشمانت غرق میشوم و فراموش میکنم که فصل خزان است. برخیز تا پنجرهها را به روی خزان ببندیم، ترس دارم خزان خاطراتمان را غارت کند. باغچه از حجم علفهای هرز سکوت انباشته شده. از خلوت کوچه دلم میگیرد و هنوز در انتظار بارانی شدن چشمانت هستم. هر چند که میدانم بارانی شدن، دل آسمانی میخواهد.


ادامه مطلب
وقتی که تو بارانی میشوی در آسمان چشمانت غرق میشوم و فراموش میکنم که فصل خزان است. برخیز تا پنجرهها را به روی خزان ببندیم، ترس دارم خزان خاطراتمان را غارت کند. باغچه از حجم علفهای هرز سکوت انباشته شده. از خلوت کوچه دلم میگیرد و هنوز در انتظار بارانی شدن چشمانت هستم. هر چند که میدانم بارانی شدن، دل آسمانی میخواهد.
















