کفاره درویش
درویشی بی سروپا خواجه ای را گفت : اگر من بردرسرای تو بمیرم با مرده من چه میکنی؟
گفت: تراکفن کنم وبه خاک سپارم
گفت: امروز که زنده ام مرا پیراهنی بده وچون مردم بی کفن به خاکم سپار.
تا اینجا دوستت دارم
آورده اند که مولانا سودایی میرزا یک نفر را دوست داشت روزی در بالای بام خانه نشسته بودند میرزا به او گفت اگر مرا دوست داری خود را از بام خانه به زیر انداز ودر دوستبی من جان بباز
مولانا فورا برجسته واز بالای بام تند دوید ولی چون به کنار بام رسد ایستاد وگفت: ما شما را تا اینجا دوست داریم وبس
راديولوژست
داكتر شير رادیولوژیست ازمريض عكس گرفته به مریض میگويد: در عکستان یک شکستگی به دنده راست دیدم، با فتوشاپ درستش کردم.