آش بازاری
مشتری: اوآش فروش درین کاسه ات دوتامگس است؟
آش فروش : پس میخواستی ده تا مگس میبود من اینجا روزصد نفر مثل تو را باید آش بدهم.
حساب مشکل
معلم ازشاگردی پرسید: اگرمن بخواهم یک دست دریشی تیارکنم ورخت آنرا مترپنجصد روپیه ومزد خیاط دوهزارروپیه باشد جمعا ً باید چقدرپول داشته باشم
شاگرد بعد از کمی فکرکردن گفت: استاد یکدست دریشی تیاربخرید کار آسان و کم قیمت است.
بیماری عجیب
مردی به داکتر مراجعه کردوگفت: بدون هیچ دردی احساس کسالت میکنم، داکترازبرنامه روزانه اوپرسید.
مردگفت: داکترصاحب صبح باصدای خروس بیدارمیشوم تمام روز مثل خر کارمیکنم مثل گاونان میخورم مانند خرس میخوابم.
داکتر گفت: بهتر است به وترنر( داکترحیوانات) مراجعه کنی.