یک دقیقه صبر کن
ملا الیاس را گویند که روزی از خواوندتعالی پرسید : خواوندا هزار سال چه اندازه وقت به نظر شما است.
گفت: به نظر من یک دقیقه
گفت : هزار دینار به چه اندازه
گفت به اندازه درهمی
گفت: پس درهمی به من ده
گفت: یک دقیقه صبرکن
Help
آمریكای داشت به دریا غرق میشد، هی داد میزد:
Help me, help
وردکی از انجا رد میشده میگويد: احمق جان اگه جای كلاس زبان كلاس شنا رفته بودی حالاغرق نمیشدی
دعای مرد عابد
مرد عابدی مقداری گندم به آسیاب برد تا آرد کند.
آسیابان گفت: امروز وقت ندارم، برو فردا بیا
عابد گفت: من مردی با خدا وزاهدم ، اگر گندم مرا آرد نکنی ودلم بشکند دعا خواهم کرد تا خدا آسیایت را خراب کند
آسیابان گفت: اگر راست میگویی دعا کن تا خدا گندمت را آرد کند که محتاج من نباشی.