هر روز یک فیل می آمد خانه مورچه ها را خراب میکرد، یک روز مورچه ها تصمیم گرفتن که همرای فیل جنگ کنن، وقت فیل آمد همه مورچه بجانش چسپیدن، و فیل خوده تکان داد همه مورچه ها افتاد، یک مورچه به گردن فیل بند مانده بود، دیگه مورچه ها از زیر صدا میکردند غلام علی خفکش کن
از یک نفر پرسان کردن که چرا ماهی ها گپ نمی زنند، گفت تو هم اگر دهنت پر از آب می بود نمی توانستی گپ بزنی