نرم افزار های موبایل

بازی های موبایل

دانلود بر اساس مدل گوشی

android نوکیا

ريگســـــــار

تبلیغات
تبلیغات
کمی توضیح



ريگســـــــــار تماس با ما zrigsar@yahoo.com
<-BlogAuthor->


لینک دوستان
نویسندگان
آرشیو ماهانه
تبلیغات
تبلیغات
آمار سایت

    آمار بازدید
    کل بازدید : 2664
    افراد آنلاین :


تبلیغات

تبلیغات

فکاهی و کارتون روز

 

 

 
فکاهی
 
 صرافی
فضل الله  در صرافی کاکایش نشسته بود یک دهاتی از ان جا میگذشت دید دردوکان غیر ازپیسه چیزدیگری نیست پرسان کرد دراینجا شما چه میفروشید فضل باخودش گفت بیا این دهاتی را مسخره کنم  به همین سبب گفت : خر میفروشیم.
دهاتی گفت : غیر از خود دیگر هم نمونه دارید.

روشنی
معلم : وحید خودت بالای درس دیروز روشنی بینداز.
وحید: معلم صاحب گروپ دستی ندارم.

فرار
پدر: راتب چرا امروز از مکتب فرار کردی
راتب: پدرجان فرارنکردم بلکه قدم زده به خانه آمدم.
 
 
کارتون
 
http://www.infoafghan.com/images/1391/hamal/29/untitled-1.jpg

 

     

 


 

آخرین مطالب

ابربرچسبها

خبرنامه

با واردکردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

لطفا اول ایمیلتان .wwwنگذارید .

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران