نرم افزار های موبایل

بازی های موبایل

دانلود بر اساس مدل گوشی

android نوکیا

ريگســـــــار

تبلیغات
تبلیغات
کمی توضیح



ريگســـــــــار تماس با ما zrigsar@yahoo.com
<-BlogAuthor->


لینک دوستان
نویسندگان
آرشیو ماهانه
تبلیغات
تبلیغات
آمار سایت

    آمار بازدید
    کل بازدید : 2664
    افراد آنلاین :


تبلیغات

تبلیغات

فکاهی و کارتون روز

 

فکاهی
 
 سپر
وردکی باسپربرای جنگ رفته بود ازقلعه ای سنگی برسرش زدند وسرش را شکستاندند.بسیارقهرشد و گفت: ای مرد ،کوری این سپر بزرگ را ندیدی که سنگ برسرمن زدی.

دل تان را میسوزاند
نذیر به خانه ای یکی ازدوستان مهمانی رفت صاحبخانه مسکه ونان وعسل برای او آورد نذیر مسکه را با نان و عسل خورد و باقی عسل را هم با انگشت می لیسید صاحبخانه به او گفت: عسل خالی نخورید دلتان را میسوزاند. نذیر در حالیکه کاسه را می لیسید کفت: خدامیداند دل کی را می سوزاند.

راست یادروغ
روزی یک وردکی از مادرش پرسید چرا زاغ را درقفس نگه داشته اید؟ مادرش بالحن جدی گفت: میگویند زاغ دوصد سال عمرمیکند میخواهم ببینم راست است یادروغ
 
کارتون 
 
 http://www.infoafghan.com/images/1391/sour/02/untitled-1.jpg

 

آخرین مطالب

ابربرچسبها

خبرنامه

با واردکردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

لطفا اول ایمیلتان .wwwنگذارید .

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران