یک روز فیل ده راه روان بود که یک مورچه دم رویش امد. فیل برایش گفت چند ساله هستی مورچه جان؟ مورچه جواب داد پنج ساله هستم، فیل یک دقیقه مکث کرد و مورچه گفت چرا؟ فیل جواب داد مه به این بزرگی دو ساله هستم و تو چطور پنج ساله هستی؟ مورچه جواب داد برو برادر غم های دنیا زیاد است.
.
.
.
.
از یک مار میپرسن: نظرت درباره عشق و عاشقی چیست؟ گفت: در بیگیره این عاشقی من 10 سال منتظر دختر همسایه نیشستم اخرش فهمیدم شلنگ آب است.