نرم افزار های موبایل

بازی های موبایل

دانلود بر اساس مدل گوشی

android نوکیا

ريگســـــــار

تبلیغات
تبلیغات
کمی توضیح



ريگســـــــــار تماس با ما zrigsar@yahoo.com
<-BlogAuthor->


لینک دوستان
نویسندگان
آرشیو ماهانه
تبلیغات
تبلیغات
آمار سایت

    آمار بازدید
    کل بازدید : 7611
    افراد آنلاین :


تبلیغات

تبلیغات

فکاهی و کارتون روز

 

فکاهی

وردکی به افطاری به خانه دوست خود رفت شب بود که برق رفت دوستش گفت به سوی دست چپت گوگرت است بیگیر وردکی گفت من ده تاریکی دست چپ خود را چی قسم بشناسم؟

.

.

.

.

وردکی صبح ميره خانه دوستش بعد از يک ساعت می خواهد كه بره دوستش ميگه نان چاشت بمان، چاشت ميماند بعد از چاشت می خواهد بره دوستش ميگه:حالی بيا که يک دست کرنبول بازی کنیم، بازي خلاص ميشه میخواهد بره دوستش ميگه: بدون نان شب كه نميشه. نان شب را ميخوره مي خواهد بره دوستش ميگه حالی دیگه ناوقت شده! خواب کن فردا برو، خواب میکنه.صبح می خواهد که بره دوستش ميگه: با شکم خالي؟ بمان بعد از نان صبح برو وردکی ميگه: نی ديگه. زن و بچه‌ها در موتر منتظر هستند .

 

 

 

کارتون

http://www.infoafghan.com/images/1391/sonbole/18/tanz.jpg

 


 

آخرین مطالب

ابربرچسبها

خبرنامه

با واردکردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

لطفا اول ایمیلتان .wwwنگذارید .

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا