نرم افزار های موبایل

بازی های موبایل

دانلود بر اساس مدل گوشی

android نوکیا

ريگســـــــار

تبلیغات
تبلیغات
کمی توضیح



ريگســـــــــار تماس با ما zrigsar@yahoo.com
<-BlogAuthor->


لینک دوستان
نویسندگان
آرشیو ماهانه
تبلیغات
تبلیغات
آمار سایت

    آمار بازدید
    کل بازدید : 2664
    افراد آنلاین :


تبلیغات

تبلیغات

فکاهی و کارتون روز

 

 

فکاهی
 
روزی وردکی در باغی بر روی یک زینه بالا شده بود و از درخت میوه میخورد.از قضا صاحب باغ او را دید و با قهر و عصبانیت پرسید:او وردکی بالای زینه چی میکنی؟ وردکی گفت: زینه می فروشم. باغبان پرسید: ده باغ مه زینه می فروشی؟ وردگی گفت: زینه مال خودم اس. دلم ده هر جای که فروختم.
.
.
.
.
.
روزی وردکی مقداری پیاز و کچالو خرید و در خورجینش گذاشت.سپس خورجین را بر شانه اش انداخت و بالای خر سوار شد که بطرف خانه برود.رهگذری پرسید: وردکی صاحب ! چرا خورجینت را بالای خر نگذاشتی که بر شانه ات انداختی؟ وردکی گفت: بی انصافی خواهد بود که هم خودم سوار خر شوم و هم خورجین خوده بر پشتش بگذارم!!!
 
 
 
 
کارتون 
 http://www.infoafghan.com/images/1391/mizan/2/tanz.jpg

 

آخرین مطالب

ابربرچسبها

خبرنامه

با واردکردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

لطفا اول ایمیلتان .wwwنگذارید .

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران