تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


قرار است روح الله نیکپا تکواندوکار افغان ناوقت امشب برای کسب مدال برنز به مصاف تکواندوکارانی از کشورهای جمهوری آفریقای مرکزی و بریتانیا برود. پیشتر آقای نیکپا حریف لهستانی خود را مغلوب ساخت اما در برابر رقیب ایرانی شکست خورد.

تحقیقات جدید می گوید استرس و فشار عصبی می تواند موجب تغییر قضاوت ها در مورد زیبایی فیزیکی شود.
تحقیقات نشان می دهد، مردها در شرایط فشار و بحران عصبی، زن هایی که جثه بزرگتر دارند را جذاب تر می دانند.
محققان بریتانیایی می گویند در تحقیقاتشان مردهایی را زیر فشار گذاشته اند و مشخص شده که این افراد تحت فشار، زن هایی که جثهشان بزرگتر است را ترجیح می دهند.
به این ترتیب این محققان نتیجه گرفته اند که استرس و فشار عصبی می تواند موجب تغییر قضاوت ها شود.
نتیجه این تحقیقات در لندن و نیوکاسل در مجله پلوس وان منتشر شده است .
دکتر مارتین تووی، یکی از نویسندگان این مقاله به بی بی سی گفت: اسناد و مدارک زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه سلیقه افراد در مورد شاخص تراکم بدن غیر اکتسابی است اما این احتمالا درست نیست.
دکتر تووی و همکارش دکتر وایرن سوامی، پیشتر در این مورد که چه عواملی ممکن است سلیقه افراد را درباره اندازه و هیکل افراد تغییر بدهند، تحقیقاتی انجام داده بودند.
اما هم اکنون در تحقیقات جدید آنها مشغول مطالعه بر روی این موضوع هستند که آیا تفاوت های فرهنگی شناخته شده که بر روی سلایق افراد در مورد شاخص تراکم بدن به هنگام فشار عصبی اثر می گذارد، در استرس های کوتاه مدت هم صدق می کند یا خیر.
در این تحقیقات یک گروه از مردان که تحت فشارهای عصبی قرار داده شدند در برابر گروه دیگری که استرسی نداشتند قرار گرفتند و سلیقه های آنان در مورد شاخص تراکم بدن مورد بررسی قرار گرفت.
نتیجه این که تغییر در شرایط محیطی موجب تغییر اولویت ها در سلیقه مردان می شود و موجب می شود مردهایی که تحت فشار عصبی بوده اند، زنان درشت جثه تر را جذاب تر بدانند.
این تحقیقات نشان می دهد تغییر درک جذابیت های فیزیکی به میزان فشارهای اقتصادی و فیزیولوژیک مربوط است.
دو تن از بايسكل ران هاي تيم ملي كشور، سفري را به سوي بيت الله شريف آغاز كردند.
اين دو بايسكل ران افغانستانی روز شنبه گذشته، كابل را به مقصد هرات ترك گفتند، البته ناگفته نماند بنا بر مشكلات امنيتي، راه زميني مسير كابل الي هرات را همراه با طياره سپري كردند.
استاد صادق صادقي رييس فدراسيون بايسكل راني كشور می گوید: اميدوارم اين دو ورزشكار بتوانند راه هاي پر پيچ و خم اين سفر دشوار را به خوبي و راحتي پشت سر بگذارند و با موفقيت به مقصد خويش برسند.
وي افزود كميته ملي المپيك توانسته است براي سفر اين دو ورزشكار در زمينهي صدور پاسپورت و اخذ ويزا كمك و همكاري كند و ديگر هزینه ها به دوش اين دو ورزشكار خواهد بود.
وي تاكيد كرد: اگر صلح و امنيت در كشور و ديگر مناطق جهان برقرار باشد، بايسكل ران هاي كشور مي توانند به راحتي و آسودگي به هر جا كه بخواهند ركاب بزنند.
گفته مي شود اين سفر زميني حدود 3000 كيلومتر مي باشد، كه اين دو ركابزن قرار است هر روز در حدود 100 كيلومتر ركاب بزنند و در ظرف يك ماه به مكه معظمه برسند، و براي فريضهي حج به مناسك حج بپردازند.
اين دو ملی پوش به نام های مسعود (جوان) و عليم (ميانه سال) از مدت هاي زيادي مي شود كه به اين حرفه ورزشي رو آورده اند و خواستند كه اولين سفر توسط بايسكل را به سوي بيت الله شريف داشته باشند، تا سفرشان نيك و پر بركت باشد و ديگر سفر هاي خود را به ممالك خارجي، بعد از اين سفر آغاز خواهند كرد.

درست است که امروزه همه سالن های سینمای خانگی طراحی متفاوت و خاص خود را دارند، اما این سالن ۲ میلیون دلاری با طرح سری فیلم های «شوالیه تاریک» را می توان متعلق به دسته کاملا مجزایی از این گروه دانست.
این سالن توسط Elite Home Theater Seating برای یک مشتری در کالیفرنیا طراحی و تجهیز شده است. شرکت سازنده این سالن نمایش را غار بتمن یا Batcave نامگذاری کرده و آن را به شش مجسمه با لباس کامل بتمن، یک مرکز کنترل و حتی یک کپی دقیق از ماشین بتمن مجهز نموده است.
البته اطلاعات منتشره درباره سیستم صوتی و تصویری این سینمای نُقلی بسیار محدود هستند، ولی می دانیم که تصاویر بر روی یک پرده سینما اسکوپ ۱۸۰ اینچی پخش خواهند شد. به این تجهیزات و ابزار باید ۱۵ صندلی بسیار راحت و زیبا را هم اضافه کنیم که در اتاق بسیار بزرگی در حد و اندازه یک سالن کنفرانس کوچک نصب شده اند.

البته اگر در خانه کوچکی زندگی می کنید و جایی برای این ۱۵ صندلی ندارید، شاید این سالن سینمای کوچک با شش صندلی و طرح سری فیلم های «جنگ ستارگان» بیشتر به کارتان بیاید! شما چه طرح، اندازه و تجهیزاتی را برای راه اندازی یک سینمای خانگی می پسندید؟

روح الله نیکپا از افغانستان و محمد باقری معتمد از ایران در وزن ۶۸ کیلوگرم تکواندو حریف هم شدهاند.
آنها امروز پنجشنبه ۷ آگوست/اوت در ورزشگاه اکسل لندن در برابر هم قرار خواهند گرفت.
یکی از برندگان این بازی به مرحله نیمه نهایی راه خواهد یافت.
در مرحله مقدماتی روح الله و محمد هردو حریفان خود را از لهستان و جمهوری آفریقای مرکزی شکست دادند.
روح الله نیک پا با بازی قدرتمندانه ای که انجام داد موفق شد مایکل لونیوسکی لهستانی را با حساب ۱۲ بر ۵ از پیش رو بردارد.
در جریان بازی برتری بدنی و فنی نیکپا در برابر حریفش به روشنی دیده میشد.
فضای شبکههای اجتماعی از جمله فیس بوک کاربران فارسی زبان مملو از بحثها و گفتگوهای مربوط به این مسابقه است.
در فیس بوک همچنین فراخوانهای از کاربران افغان دیده میشود که از افغانها خواسته اند در صورتی پیروزی روح الله در این مسابقه به جادههای بریزند و از این پیروزی تجلیل کنند.
روحالله نیکپا نخستین مدال آور المپیک در تاریخ افغانستان است و از امیدهای اصلی این کشور در المپیک لندن به شمار میرود.
محمد باقری معتمد تکواندو کار وزن ۶۸ کیلوگرم ایران نیز در اولین بازی خود پیروز شد.
او که با رقیبی از آفریقای مرکزی به اسم دیوید بویی مسابقه می داد در راند اول ۲ بر ۱ جلو افتاد.
در راند دوم آقای باقری ۲ امتیاز دیگر کسب کرد و در راند سوم نتیجه را با حساب ۷ بر ۲ به سود خود تمام کرد تا در دور بعد به مصاف روح الله نیک پا تکواندو کار افغان برود.
اگرچه جنگ، انتحار، کشتار افراد ملکی و قتلهای زنجیرهای تا هنوز از نگرانیهای عمده شهروندان افغانستان به شمار می رود، اما آمارهای ارائه شده از سوی سازمان ملل متحد نشان می دهد که تلفات غیر نظامیان در افغانستان در شش ماه اول سال جاری میلادی در مقایسه با مدت مشابه سال قبل پانزده درصد کاهش داشته است. در همین حال سازمان ملل متحد ابراز نگرانی کرده که کشتار هدفمند غیرنظامیان از سوی شورشیان مسلح به صورت چشمگیری افزایش یافته است.
آمار سازمان ملل متحد نشان می دهد که در شش ماه امسال 3099 غیر نظامی قربانی خشونت ها در افغانستان گردیده که از این جمله 1145 نفر آن کشته و متباقی زخمی شدهاند.
براساس این گزارش هشتاد درصد این کشتار از سوی مخالفان مسلح دولت انجام شده و ده درصد آن به نیروهای امنیتی افغانستان نسبت داده شده و مسؤول ده درصد دیگر این تلفات، مشخص نشده است.
با وجودی که در مجموع آمار ارائه شده از کاهش تلفات افراد ملکی خبر می دهد، اما با آن هم رقم فوق از لحاظ انسانی و امنیتی دهشتناک و تکان دهنده می باشد و این خود به روشنی نشان می دهد که وضعیت امنیتی و خشونت های کنترول ناشده در افغانستان تا چه حد وخیم و نگران کننده می باشد. متأسفانه در طی سه و نیم دهه جنگ در افغانستان چیزی که هیچگاه و از طرف هیچ گروهی مورد اهمیت قرار نگرفته، محافظت از جان و مال افراد غیر نظامی بوده است.
در همۀ جنگ ها و درگیریهای خشونت بار به صورت اجتناب ناپذیر افراد ملکی آسیب می بیند و بخشی از این آسیب ها اجتناب ناپذیر می باشد، اما چیزی که در این میان مهم می باشد، توجه اطراف جنگ به حفظ جان غیرنظامیان و الزام به مقررات و قوانین بین المللی می باشد.
اگر طرفهای درگیر جنگ از لحاظ انسانی و حقوقی خود را ملزم بدانند که به مردم عادی ضرر نرسانند و حقوق انسانی آنها را در همه حال به رسمیت بشناسند، در این صورت سطح نگرانی ها از بابت تلفات افراد ملکی کاهش پیدا می کند و حداقل اطمینان از رعایت حقوق انسانی آنها در زمان جنگ به وجود می آید.
جنگ در افغانستان به معنای این است که هیچ حد و مرزی در ارتباط با افراد ملکی در نظر گرفته نمی شود و غیر نظامیان از هیچ طرف مصئون نیستند.
بی مبالاتی و حد و مرز نشناسی در جنگ، همواره سبب افزایش تلفات غیرنظامیان گردیده و قشر آسیب پذیر و محروم اجتماع را هدف قرار داده است. گروه طالبان از زمان ظهور خود به عنوان یک گروه سیاسی و تا زمان حاکمیت و از آن زمان تا به حال، تنها چیزی که به آن نیندیشیده، حقوق انسانی غیرنظامیان بوده است.
سیاست های ظالمانه و فاشیستی این گروه در کشتار سیستماتیک و هدفمندانه غیر نظامیان طی این سالها بر کسی پوشیده نیست. در این صورت چگونه می توان انتظار داشت که تلفات ملکی در افغانستان کاهش پیدا کند و طرفهای جنگ به حقوق انسانی شهروندان عادی احترام بگذارند و به ارزشهای اسلامی و مقررات بین المللی پایبندی نشان دهند.
بنابراین کاهش و یا افزایش تلفات غیرنظامیان در افغانستان به هیچ وجه به معنای این نیست که گروه طالبان و سایر حلقات و ابسته به شبکه های تروریستی، از کشتار افراد ملکی امتناع ورزیده است، تا این مساله امیدواری هایی را در زمینه رعایت حقوق شهروندان و اجتناب از نقض فاحش حقوق بشر در افغانستان به وجود آورد، بلکه این پدیده به طور مستقیم با قدرت نظامی و عملیاتی شورشیان از یک سو و تاکتیک های جنگی آنها از سوی دیگر بستگی پیدا می کند.
کاهش نسبی تلفات غیر نظامی در کل بیانگر این است که یا قدرت جنگی طالبان در این مدت نسبت به سال گذشته کاهش پیدا کرده و یا تاکتیک عملیاتی آنها تغییر نموده که پیامد طبیعی این تغییر به کاهش تلفات ملکی انجامیده است. از این جهت کاهش آمار تلفات غیر نظامیان به معنای احترام به حقوق بشر و پایبندی به ارزشهای اسلامی و بین المللی در افغانستان نیست.

بربنیاد گزارشی که یکی از سایتهای خبری کشور بهنقل از سازملل متحد بهنشر رسانده است طی سال گذشته میلادی (2011)، هشت کودک در انجام عملیات انتحاری و 1300 کودک دیگر براثر جنگها جان خود را از دست داده اند. سازمان ملل متحد در این گزارش خود راجع به کودکانی که عملیاتهای انتحاری را انجام میدهند گفته است بیشتر این کودکان از سوی گروههای دشت افگن آموز شهای تروریستی میبینند.
گروههای تروریستی چون طالبان، جبهه توره بوره، جماعت سنت الدعوه سلفیه، شبکه ی لطیف منصور، گروه حقانی و حزب اسلامی، بطور مشخص از زمره گروه هایی هستند که از سوی سازمان ملل متحد متهم به استخدام اطفال در ماموریتهای نظامی و انجام عملیاتهای انتحاری هستند. قابل یادآوری است که استفاده از کودکان در عملیاتهای نظامی یا انتحاری فقط به نیروهای مخالف و گروههای تروریستی محدود نمی گردد؛ بلکه طبق برخی گزارشها استخدام افراد زیر سن 18 سال با جعل سن در تذکره هویت آنان، در صفوف نیروهای امنیتی کشور از نگرانیهای عمدهای است که از سوی نهادهای حقوق بشری و سازمانهای حمایت کننده از حقوق اطفال ابراز گردیده است .
بطور مثال دراین گزارشها به کودک زیرسن قانونی اشاره می گردد که نزدیک به یک سال است در چهارچوب پولیس ملی در ولایت خوست مشغول فعالیت است. هرچند مقامات امنیتی کشور این موضوع را بصورت گسترده و طبق یک قاعده رد می نمایند اما گزارش سال 2010 سازمان ملل متحد که در مورد اطفال زیر سن به نشر رسید، نشان میدهد که اطفال پایینتر از سن 18 سال در میان نیروهای امنیتی استخدام شده و افغانستان را در جمع پنج کشوردیگر، یعنی سودان، اوگاندا، ساحل عاج، فلیپین و نیپال در لیست سیاه قرار داده است.
وقوع جنگ و عملیاتهای انتحاری تنها مورد تهدید کننده برای کودکان کشور بشمار نمی آیند. بلکه تهدیدها و نگرانیهای دیگری نیز نسبت به کودکان وجود دارد. طبق اظهارات مقامات وزارت صحت عامه کشور بیماری پولیو یا فلج کودکان، طاعون دیگری است که جان کودکان را به شدت در معرض خطر قرارداده است. وزارت صحت عامه کشور تهدید بیماری فلج کودکان را در کشور یک تهدید جدی دانسته و در ارتباط مبارزه با آن، وضعیت کنونی را به حالت اضطرار تشبیه نموده و خواسته اند تا به صورت فوری به موجودیت این بیماری خاتمه داده شده و کودکان کشور در مقابل آن مصئونیت پیدا کنند.
همینگونه شیوع سایر بیماریها درمیان کودکان از تهدیدهای دیگری است که حیات و زندگی کودکان را با خطر جدی روبرو گردانیده است. چنانچه نتایج برخی یافتهها نشان می دهد که از هر پنج كودك یك تن آنان، قبل از رسیدن به پنج سالگی میمیرد. بربنیاد این یافتهها افغانستان بعد از چند دهه درگیریهای داخلی، بدترین آمار مرگ و میر را در سال های اولیه زندگی به خود اختصاص داده است.
بر اساس این گزارش، كودكان خانوادههای كم درآمد مناطق روستایی بیشتر در معرض خطر مرگ در سالهای اولیه زندگی قرار دارند. همینطور حدود نیمی از این مرگها به دلیل عفونت مجاری تنفسی، بیماریهای عفونی و واگیردار یا انگلی روی میدهد. عدم دسترسی مناسب به خدمات صحی و نیز تغذیه و آب آشامیدنی سالم در روستاها و شهرهای کشور، با وجود تلاشهای صورت گرفته در جهت بهبود بخشیدن به وضعیت موجود، هنوزهم از عمده ترین علتهای افزایش مرگ ومیر بیماران، بخصوص شیوع انواع بیماری مرگ آور درمیان کودکان بشمار میآید.
برآیند و واقعیت تلخ زندگی کودک افغان متاسفانه هنوز این است که با وجود تلاشهای صورت گرفته برای بهبود وضعیت عمومی، زندگی عینی کودک افغان را کاراجباری، انواع خشونت، فقر گسترده و شدید، سوءتغذیه، سوءاستفاده جنسی، جنگ و قاچاق دربر میگیرد. کودک افغان از یک سوی مجبور است که همچنان شاهد به آتش کشیده شدن خانه و مدرسه اش از سوی مخالفین مسلح باشد، از جانب دیگر برای بقاء و ادامه حیات تن به کارهای اجباری داده و یا در کوچهها و بازارها اسپند دود نموده و موتر شویی نماید، یا اینکه در دام باندهای مافیایی گرفتار شود و....؛ همه این موارد سبب گردیده است که کودکان افغان به مثابه قربانیان خاموش از حقوق اساسی و اولیه خود و امتیازات زندگی شان بطور مطلق محروم گردند.
آنچه راجع به وضعیت نابسامان کودکان کشور برشمرده شد، وامی دارد که حکومت، نهادهای حقوق بشری و مدنی و سازمان های حمایت از کودکان، جامعه و خانوادهها، نهادهای آموزشی و تربیتی و صحی کشور نسبت به این تهدیدها و نگرانیها که در واقع آینده جامعه را در معرض خطر قرار میدهد، بخودآمده و برای چاره جویی اندیشه نمایند. باید تلاش عمومی بخرج داده شود تا حداقل تضمین های حیات و زندگی انسانی برای نونهالان و کودکان این کشور فراهم گردد.
از آنجایی که برای تامین و حفاظت از حقوق کودکان از سوی افغانستان، مطابق به آنچه در قانون اساسی کشور و مجموعه قوانین کشور و نیز پذیرش و امضای اسناد بین المللی و حقوق بشری تعهد سپرده شده است، تلاش برای رعایت و تحقق این تعهدات جدی، بیان میدارد که ادامه وضعیت تاسفبار کنونی نسبت به کودکان کشور پذیرفتنی و قابل تحمل نمیباشد.
یکی از اسناد مهم بین المللی و حقوق بشری که افغانستان آن را پذیرفته و خود را ملزم به رعایت آن میداند اعلامیۀ جهانی حقوق کودک و کنوانسیون حقوق اطفال میباشد. این اعلامیه که در بیستم نوامبر سال 1959 میلادی، توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به تصویب رسیده است، دارای یک مقدمه و ده اصل می باشد.
در این اعلامیه، به دولتها، نهادهای ذیربط و والدین کودکان توصیه شده است، تا حد ممکن، به تبلیغ پیرامون اعلامیۀ جهانی حقوق کودک و رعایت آن همت گمارند. بطور نمونه در اصل اول اعلامیۀ جهانی حقوق کودک تصریح گردیده است: کودک باید از کلیه حقوق مندرج در این اعلامیه برخوردار شود. همه کودکان، بدون استثناء و تبعیض و بدون در نظر گرفتن نژاد، رنگ، زبان، دین، عقاید سیاسی یا سایر عقاید، منشای اجتماعی یا ملی، ثروت، تولد و یا ویژگیهای فردی دیگر یا ویژگیهای خانوادگی مشمول این حقوق (حقوق مندرج در اعلامیۀ جهان حقوق کودک) می شوند.
در اصلهای سوم و چهارم این اعلامیۀ آمده است، کودک باید، از بدو تولد، صاحب اسم و ملیت گردد. کودک باید از امنیت اجتماعی بهرمند گردد، در محیط سالم پرورش یابد و بدین منظور کودکان و مادران باید از مراقبت و حمایت خاص، که شامل توجه کافی قبل و بعد از تولد میشود، بهرمند گردند. کودک باید امکان بر خورداری از تغذیه، مسکن، تفریحات و خدمات پزشکی مناسب داشته باشد. اصل دهم اعلامیۀ جهانی حقوق کودک اشعار میدارد که مراجع ذیربط مسئولیت دارند تا کودکان را در برابر هر گونه اعمال و رفتاری که ترویج تبعیضات نژادی، مذهبی وغیره را دربر می گیرد، مورد حمایت قرار دهند.
کودکان را بایستی با روحیۀ تفاهم، گذشت، معتقد به دوستی بین مردم، صلح و برادری جهانی و با آگاهی کامل بر این که توانایی و استعداد آنها باید وقف خدمت به هم نوعان شان گردد، پرورش دهند. بنابراین در قدم نخست حکومت افغانستان، در مرحله بعدی مراجع حقوق بشری و سازمانهای حمایت از حقوق کودکان و نهادهای آموزشی و تربیتی و صحی کشور، هم چنین جامعه و خانوادهها متعهد اند، تا بر بنیاد پذیرش اعلامیه جهانی حقوق کودک و نیز مواد مندرج در قانون اساسی کشور و احساس و علایق انسانی نسبت به وضعیت حقوق کودکان توجه و اهتمام خاص نشان داده و برای پایان بخشیدن به وضعیت رقت بار کنونی برنامه ها و اقدام های عملی دقیق و همه جانبه، فوری و قاطع را روی دست گیرند.

1. .لبخند جذابتان میکند...
همه ما به سمت افرادیکه لبخند میزنند کشیده میشویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد میکند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.
2. لبخند حال و هوایتان را تغییر میدهد...
دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه میزند.
3. لبخند مسری است...
لبخند زدن برایتان شادی میآورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود میکشید.
4. لبخند زدن استرس را از بین میبرد...
وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر میشود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.
5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت میکند...
به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا .به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.
6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین میآورد...
وقتی لبخند میزنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین میآید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.
7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد میکند...
تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. میتوان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.
8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان میدهد...
عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده میشوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.
9. لبخند زدن باعث میشود موفق به نظر برسید...
به نظر میرسد که افرادیکه لبخند میزنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت میکنند.
10. لبخند زدن کمک میکند مثبت اندیش باشید...
لبخند بزنید.. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام میفرستد که "زندگی خوب پیش میرود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.
پس....همیشه لبخند بزنید.