تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
يك مرد 51 ساله فرانسوي در اعتراض به كاهش كمك هاي دولتي سازمان تامين اجتماعي خود را آتش زد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، يك مرد 51 ساله ساكن محله مانت-لا-ويل در ايولين پاريس امروز در مقابل ساختمان صندوق كمك هزينه خانواده در اعتراض به كاهش مبلغ كمك هاي اين صندوق دست به خوسوزي زد.
اين مرد كه جزو دريافت كنندگان كمك هاي سازمان تامين اجتماعي براي اقشار فقير است در حركتي نوميدانه مايعي آتش زا را به روي خود پاشيد و كبريت كشيد و سپس خود را به روي كاركنان صندوق كمك هزينه خانواده انداخت.
كاركنان صندوق براي جلوگيري از گسترش حريق با استفاده از كپسول هاي آتش نشاني شعله هاي آتش را خاموش كردند.
مرد كه وضعيت سلامتي اش فاش نشده در بيمارستان سن-لويي پاريس بستري است.
سازمان فضایی آمریکا، ناسا، موفق شد روبات عظیم یک تنی خود با نام Curiosity (کنجکاوی) را بر سطح مریخ فرود بیاورد.
فرود این کاوشگر سرآغاز ماموریت دست کم دو ساله این کاوشگر برای یافتن نشانههای احتمالی حیات در مریخ است.
کاوشگر ناسا سفری ۵۷۰ میلیون کیلومتری را برای رسیدن به مریخ پیموده است.
انتظار میرود که اولین عکس رنگی ارسالی این کاوشگر از محیط پیرامون خود در چند روز آینده به زمین برسد.
پیش از فرود موفقیتآمیز این کاوشگر، نگرانیهای زیادی در این باره وجود داشت، به ترتیبی که به مرحله فرود آن "هفت دقیقه وحشت" نام داده بودند.
کاوشگر کنجکاوی میبایست در این زمان کوتاه سرعت ۲۰ هزار کیلومتر در ساعتی خود را میکاست و با انجام حرکات پیچیده و خودکار بر سطح مریخ مینشست.
چارلز بولدن، مدیر ناسا، پس از این فرود گفت: "ما دوباره روی مریخ هستیم و این واقعا باورنکردنی است. از این بهتر نمیشود."
پروژه Curiosity تا کنون برای ناسا دو و نیم میلیارد دلار هزینه داشته و پیشرفتهترین وسیله فضایی است که بر کرهای دیگر فرود آمده است.


پايگاه اينترنتي دانشكده علوم انساني دانشگاه لايدن هالند، در گزارشي تحت عنوان « تبعيض در دادگاههاي هلند » اعلام كرده كه در اين دادگاهها بين متهمان هالندي و غيرهالندي فرق قائل ميشوند.
در اين گزارش به تفاوتها در مجازات پروندههاي مشابه اشاره شده و با طرح اين سئوال كه آيا مشخصات غير هالندي متهمان و عدم تسلط به زبان هلندي نقشي در تعيين مجازات براي متهمان دارد، مشخص كرده است كه متهمان با چهره هالندي و تسلط كامل به زبان هالندي، احتمال بيشتري براي محكوم نشدن به زندان را دارند اما احتمال محكوميت متهمان با چهره غير هالندي و عدم تسلط به زبان هالندي به زندان، پنج برابر بيش از متهمان هالندي است.
متهمان غير هالندي كه به زبان غير هالندي تسلط ندارند، احتمال محكوميتشان به زندان، بيست برابر بيشتر است.
همچنين بر اساس اين گزارش، متهماني كه در گذشته مرتكب جرمي شدهاند از سوي قضات مجازاتي سنگين تر دريافت مي كنند. علاوه بر اين، قضات متهماني را كه در گذشته مرتكب جرمي شدهاند، براي جامعه خطرناكتر ميدانند.
اين تحقيق نشان مي دهد كه متهمان با منابع كمك اقتصادي و اجتماعي كمتر (از جمله خارجيها)، بيشتر به زندان محكوم ميشوند. همچنين آنان به جاي پرداخت جريمههاي نقدي، بيشتر روانه زندان مي شوند.
جسد داکتر ودیع وهبی جرجس، دانشمند هسته ای مصری و استاد دانشگاه قاهره که تحقیقات متعددی در باره فیزیک هسته ای و مسائل مرتبط با آن دارد، روز چهارشنبه پس از چهار روز جستجو در نزدیکی یکی از ایستگاه های مترو در قاهره کشف شد.
به گزارش روزنامه مصری الاهرام، سازمان امنیت مصر اعلام کرد که جسد وهبی جرجس در حالی کشف شد که پس از بررسی های اولیه مشخص شد که وی بیش از سه روز است که مرده و مکان مرگش نیز در یک فضای تاریک اتفاق بوده است. مساله ای که بحث ربایش وی را بیش از پیش پررنگ می کند.
مساله کشته شدن دانشمندان هسته ای در مصر چیز تازه ای نیست. از اوایل دهه هفتاد قرن گذشته میلادی تا کنون بارها دانشمندان هسته ای مصر ترور شده اند. در اغلب موارد نیز عوامل موساد پشت پرده ترورها بوده اند. حکومت اسرائیل با هسته ای شدن هر کدام از کشورهای عربی به ویژه کشورهای همسایه علی الخصوص مصر به شدت مخالف است و هر گونه تحرکی از سوی آنها در این زمینه را با شدیدترین شکل ممکن پاسخ می دهد. در نیمه های دهه هشتاد و دهه نود میلادی نیز بارها دانشمندان هسته ای مصر ترور شده بودند که در چند مورد دست داشتن عوامل موساد ثابت شد و حتی در مواردی این عوامل در دادگاه محاکمه شدند.
بنا به گزارش روزنامه الاهرام، داکتر ودیع وهبی جرجس روز جمعه ساعت 11 به وقت قاهره برای شرکت در یک مراسم ویژه از منزلش خارج شده بود که دیگر هیچ خبری از او نشد. پس از آن خانواده اش از این که وی به منزل برنگشته نگران می شوند و پولیس را در جریان می گذارند. در پی این اتفاق جستجو برای یافتن وی آغاز می شود که تا روز دوشنبه هیچ اثری از او یافت نشد تا این که در ساعات پایانی روز دوشنبه نزدیکی های نیمه شب، پولیس جسدی را در مکانی تاریک یافت می کند و سازمان امنیت را مطلع می سازد و جسد را به آن سازمان منتقل می کند و خانواده وهبی جرجس را مطلع می سازد، خانواده وی در دفتر سازمان امنیت حاضر شده و جسد را تشخیص می دهند.
بنا به گفته سازمان امنیت مصر جنازه وهبی جرجس در منطقه الوایلی، نزدیکی ریل قطار مترو کشف شده بود.
سرهنگ عصام سعد، مدیر بررسی های جنائی در این باره گفت: «بر روی جسد هیچ اثری از ضرب و شتم وجود ندارد و افراد سازمان امنیت نیز تا کنون نتوانسته اند افرادی را بیابند که به عنوان شاهد واقعه چیزی را شهادت دهند. تا کنون فقط اظهارات خانواده اش را داشته ایم که آنها نیز نمی دانند که آیا وی به مرگ طبیعی مرده یا این که دلایل جنائی عامل مرگ وی بوده است.»
در همین رابطه پلیس جنائی مصر دستور به تشریح جسد وهبی جرجس قبل از به خاک سپردنش داده و هئیت قضایی مصر نیز دستور به ایجاد کمیته ای ویژه برای بررسی عوامل مرگ وی داده است.
ولید البیلی، رئیس کمیته بررسی واقعه در این باره به روزنامه مصری الیوم السابع گفت: «وهبی جرجس روز جمعه 27 جولای، راس ساعت 11 از منزلش خارج شد و دیگر به خانه اش بازنگشت. پس از چهار روز جستجو جسد وی در کنار ریل قطار خط مترو کشف شد.»
وی تاکید می کند، احتمال کشته شدن وی وجود دارد اما این که چه کسی یا جریانی عامل این قتل بوده است، مشخص نیست. خانواده اش می گویند که فردی با او دشمنی نداشته و پیش از این کسی او را تهدید به مرگ نکرده بوده است. این مساله شبهات را نسبت به وجود عوامل خارجی در ترور وی افزایش می دهد.
البیلی همچنین گفت: «وقتی جسد او را یافتیم، متعفن شده بود، در حالی که لباس کامل به تن داشت و بخش هایی از بدن وی نیز کبود شده بود که ماحصل افتادن ناگهانی اش به زمین در پی مرگ بود. ولی با این حال منتظر نتیجه گزارش پزشکی قانونی خواهیم ماند تا بتوانیم دلایل مرگ وی را کشف کنیم.»
روزنامه الاهرام همچنین گزارش می دهد که این حادثه با حادثه تروریستی حمله به گذرگاه رفح در صحرای سینا و کشته شدن 16 سرباز مصری هم زمان شده است. این در حالی است که اطلاعاتی به دست آمده که نشان می دهد سازمان امنیت نظامی اسرائیل، شاباک، حداقل چهار روز قبل از حادثه تروریستی گذرگاه رفح، از آن خبر داشته ولی اطلاعات خود را مخفی می کند و مصری ها را در جریان اطلاعاتش نمی گذارد. این مساله احتمال دست داشتن عوامل خارجی در حادثه مرگ دکتر ودیع وهبی جرجس را افزایش می دهد. اهمیت این ترور در این است که وی از دانشمندان برجسته هسته ای مصر بوده که بر روی پروژه های مختلفی در کشور کار می کرده است. این مساله باعث می شود تا وی از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار باشد.
الاهرام تاکید می کند، به رغم وجود نشانه های بسیار در احتمال ترور دکتر وهبی جرجس ولی همچنان نمی توان به طور قاطع گفت که وی قطعا ترور شده و باید منتظر نتیجه بررسی های پزشکی قانونی، نهادهای قضایی و کمیته بررسی پرونده وی ماند.
مقامات آمریکایی در ایالت جنوبی تگزاس، یک آمریکایی افریقایی تبار را به رغم ابتلا به معلولیت ذهنی و اعتراض گروههای حقوق بشری، اعدام کردند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، دادستانی تگزاس در بیانیهای اعلام کرد: ماروین ویلسون 54 ساله که به جرم قتل یک مامور پلیس در سال 1992 به مرگ محکوم شده بود، با روش تزریق مرگبار اعدام شد.
دیوان عالی آمریکا ساعاتی قبل از اعدام ماروین، فرجام خواهی نهایی وکلای وی را نپذیرفت.
سازمان عفو بینالملل این حکم را به «شدت نگران کننده» خواند و چندین گروه دیگر حقوق بشری از آن انتقاد کردند.
انجمن معلولان ذهنی و حرکتی آمریکا اعلام کرد: پزشکان در سال 2004 تشخیص دادند که ویلسون دچار عقب ماندگی ذهنی است.
لی کووارسکی وکیل ویلسون روز سهشنبه گفت: ما به شدت ناامید و ناراحت شدیم که دیوان عالی آمریکا برای جلوگیری از این اعدام مداخله نکرد.
وی افزود: این عصبانی کننده است که ایالت تگزاس همچنان برای تشخیص اینکه کدام یک از مبتلایان به معلولیت ذهنی از اعدام معاف هستند، از روشهای غیرعلمی استفاده میکند.
دیوان عالی آمریکا در سال 2002 اعدام محکومان مبتلا به معلولیت ذهنی را ممنوع کرد ولی تشخیص معلولیت محکومان را به هر ایالت واگذار کرد.
ماه گذشته نیز یوکامون هرن 34 ساله، یک آمریکایی افریقایی تبار دیگر که دچار اختلالات روانی بود به رغم اعتراضات گروههای حقوق بشری در تگزاس اعدام شد.
ویلسون بیست پنجمین فردی است که در سال جاری میلادی در آمریکا اعدام میشود.

وزنه زدن کمتر از ورزش های پرتحرک خطر ابتلا را کاهش می دهد اما بسیار موثر است.
تحقیقات حاکیست که وزنه زدن به جلوگیری از دیابت نوع ۲ در مردان کمک می کند.
محققان دریافتند که دمبل زدن مداوم این خطر را بیش از ۳۰ درصد کاهش می دهد.
نتایج این مطالعه به روی بیش از ۳۲ هزار مرد در مجله "آرشیو پزشکی داخلی" منتشر شده است.
از قبل معلوم بود که انجام ورزش به طور منظم می تواند از بیماری های مختلف جلوگیری کند.
اما مطالعه تازه مهم تلقی می شود چون بلند کردن وزنه جایگزینی برای ورزش های پرتحرک مانند دویدن است.
پژوهشگران دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه هاروارد آمریکا و دانشگاه جنوبی دانمارک این گروه از مردان را طی یک دوره ۱۸ ساله بررسی کردند.
در این مدت ۲۳۰۰ نفر به دیابت نوع ۲ مبتلا شدند.
آنها دریافتند که پنج روز وزنه زدن در هفته به مدت روزانه ۳۰ دقیقه می تواند خطر دیابت را ۳۴ درصد کاهش دهد.
اما آنها همچنین گزارش می دهند که حتی ورزش کمتر، یعنی هفته ای یک ساعت، خطر ابتلا به دیابت را تا ۱۲ درصد کاهش داد.
با این حال، ورزش های پرتحرک اگر به طور مستمر انجام شود تاثیر بیشتری داشت و خطر ابتلا به دیابت را پنجاه درصد کاهش داد.
براساس این مطالعه ترکیب این دو نوع ورزش بیشترین تاثیر را داشت که معادل کاهشی ۵۹ درصدی بود.
آندرس گرونتود نویسنده اصلی مقاله "آرشیوه پژشکی داخلی" گفت برای بسیاری از مردم شروع یا ادامه ورزش های پرتحرک سخت است.
اما به گفته او نتایج این مطالعه نشان می دهد که وزنه زدن را می توان تا حدود زیادی جایگزن آن ورزش ها کرد.
معلوم نیست که این نتایج در مورد زنان هم صادق باشد.

در ماه مِی، یعنی حدود دو ماه قبل، یک نوسازی جالب را در نتایج موتور جستجوی گوگل شاهد بودیم. نقشهٔ دانش (Knowledge Graph) که از آن پس نتایج اش در سمت راست صفحه نتایج جستجوی گوگل ظاهر میشود، اطلاعات و تصاویر مرتبط با سوژه را در کنار نتایج مرسوم -که همان لینکهای منتهی به سایتهای مختلف هستند- به نمایش در میآورد.
گوگل در حال فاصله گرفتن از انطباق صرف واژهها است و دارد به سمت تشخیص چیزهای موجود در دنیای واقعی و نیز روابط میان آنها میرود تا بتواند با ارائه آنها به کاربران، تجربهٔ جستجوی غنیتری را رقم بزند. در ادامه، بعد از یک آشنایی کوتاه با نقشهٔ دانش، مصاحبه سایت readwriteweb با خانم «امیلی موکسلی» مدیر ارشد بخش «نقشهٔ دانش» را خواهید خواند. نقشهٔ دانش، بازگشت گوگل به کاری که در آن شماره یک است: جستجو
با نقشه دانش، گوگل کارکرد موتور جستجو را یک بار دیگر دگرگون کرد. و این بار، موتور جستجوی جدید باعث افتخار نسل قبل از خود است. حالا دیگر نوار جستجو، کلمات را از شما تحویل میگیرد و چیزهای مختلف را تشخیص میدهد. دیگر جستجوی شما محدود به وب نیست. بلکه دارید دنیا واقعی را جستجو میکنید.
در گوگلِ قدیم، وقتی کلمهای مثل Rumi را جستجو میکردید، گوگل تشخیص نمیداد که آیا منظورتان «مولانا جلال الدین رومی» است، یا چیز دیگر. بنابراین بهترین تلاش خود را به کار میبست تا نتایج جستجویی شامل همه موارد را نشانتان دهد که بیشتر شامل لینکهای مختلف بود. ولی حالا، با تایپ کلمه Rumi شما کادری از مشخصات شاعر و عارف نامی «ایران» را در همان صفحه اول جستجو خواهید داشت. همچنان نتایج قدیمی به صورت لینکها ارائه میشوند، اما گوگل آنچه را گمان میکند به دردتان خواهد خورد نیز در کنارشان نمایش میدهد. اگر نیازی به وضوح بیشتر باشد، در کادر روی آنچه که دقیقاً دنبالش میگشتهاید کلیک میکنید و سپس گوگل نتایج را بر اساسِ آن، مجدداً پالایش میکند. وقتی دقیقاً گوگل بداند که دنبال چه چیزی هستید و آن را بدون مشکل تشخیص دهد، این کادر جدید خودش بدل به منبع میشود و با توضیحات خلاصه، معمولاً از جایی مثل ویکیپدیا، اطلاعاتی در باره آن چیزِ خاص را ردیف میکند. اگر هم مشکلی در اطلاعاتِ نمایش داده شده وجود داشته باشد، از طریق همان کادر میتوان گزارش خرابی داد. چطور گوگل دنیا را مرتب میکند: پرسش و پاسخ با مدیر بخش «نقشهٔ دانش» خانم امیلی موکسلی
پاسخ: این پروژهای است با هدف نقشهبرداری از دنیای واقعی و تبدیل آن به چیزی که کامپیوترها قادر به فهمش باشند. هدف اصلی ثبت اشیاء و چیزهای دنیای واقعی است، و اینکه کامپیوتر بفهمد آنها چیستند و نکات مهم دربارهٔ آنها چیست، و در ضمن روابطشان با سایر چیزها چیست. جذابترین بخش برای من همین است: رابطهٔ بین تمام این چیزهای مختلفی که میبینیم چیست؟
پرسش: چه شد که شما مشغول کار روی نقشهٔ دانش شدید؟
پاسخ: من سه سال اینجا بودم. شروعم با کار روی تجربهٔ کاربری بود، انجامِ پژوهشهای زیاد و درک اینکه چطور کاربران یک صفحه وب را با چشم اسکن میکنند و اینکه واقعاً چطور از جستجو استفاده میکنند. این کارها تابستان گذشته در بازطراحی صفحات به نتیجه رسید. به عنوان بخشی از آن پرژه، ما به ایدهٔ طراحی نقشهٔ دانش رسیدیم.
پرسش: آیا ایدهٔ نقشهٔ دانش واقعاً به تابستان قبل بر میگردد؟
پاسخ: نقشهٔ دانش بر اساس چیزهایی ساخته شده که چند وقتی بود توسعه یافته بودند. سایت Freebase و Metaweb (شرکت سازنده آن) حدود پنج سال بود که وجود داشتند. ما 2 سال قبل آنها را خریدیم. نقشهٔ دانش با استفاده از آن امکانات ساخته شد. ایدهای را که آنها داشتند گرفتیم، آن را در قالب رابط کاربری خودمان گنجاندیم، و نتیجهاش را بر روی جستجوهایی به مراتب بیشتر از مقیاس قبلی نمایش دادیم.
پرسش: چطور چیزهای مختلف به نقشهٔ دانش اضافه میشوند؟ آیا مفاهیم جدید را از کاربرانش یاد میگیرد؟
پاسخ: نقشهٔ دانش به طرز فعالانهای توسط کارمندان گوگل پشتیبانی میشود. Metaweb پیش از خرید توسط گوگل، مخزنی از اطلاعات و حقایق مستقل بود و کارمندان کمپانی به شدت نگاه خود را معطوف کرده بودند به آن چیزهایی مردم به آن توجه میکردند و آن اطلاعاتی که کاربران به دنبال یافتنش بودند.
اما بعد از تصاحب توسط گوگل، از آنجایی که گوگل تعداد زیادی کاربرِ در جستجوی اطلاعات داشت، ما قادر به دیدن چیزهای مورد توجه آنها درباره جهان واقعی شدیم. و به این صورت توانستیم نقشهٔ دانش را در یک مسیر کارآمد، رشد دهیم. معمولاً میبینیم که علایق کاربران با دریافتهای ما همپوشانی دارند، ولی گاهی هم چیزهای غیرمترقبهای هست که لزوماً با دریافت ما یکی نیست. گوگل خوب میداند مردمی که در یک مورد جستجو میکنند، معمولاً در یک مورد دیگر هم جستجو میکنند. بنابراین وقتی به بازههای به هم پیوسته نگاه کنیم، روابط جالبی قابل مشاهده است.
یکی از گامهای بعدی ما این است که این روابط غیرمترقبه را توضیح دهیم. مثلاً "چه چیزی بین یک عده بازیگر سینما هست که مشابهت به شمار میرود؟" یا "چه چیزی در مورد یک فیلم وجود دارد که علت جستجوی 5 فیلم دیگر توسط کاربرانِ علاقمند به آن را برای ما شرح دهد؟"
پرسش: چطور اخبار و اطلاعات جدید وارد نقشه میشوند؟ وقتی چیزی تغییر کند، نقشهٔ دانش چطور تغییر میکند؟
پاسخ: در اینجا ما قادر به استفاده از سیگنالهای مختلفی هستیم که برایمان مشخص میکنند که چه چیزهایی مورد توجه مردم واقع شدهاند. نتایج جستجو یکی از این سیگنالها است، موارد موجود در گوگل نیوز نیز سیگنال دیگر است. اینها به ما میگویند که اتفاقی در حال افتادن است، و ما نیاز داریم نگاهی به آن بیاندازیم و احتمالاً تغییری انجام دهیم.
راه دیگر، بازخوردهای دریافتی از خود مردم است. ما سعی کردیم یک مکانیسم بسیار ساده برای دریافت بازخورد از کاربران درست کنیم و از چیزهایی که آنها میدانند استفاده کنیم. این کار را در چنان مقیاس بزرگی میتوان انجام داد که حتی امکان تصحیح تعداد قابل توجهی از اطلاعات را به ما میدهد. ما خودمان را مدام میسنجیم و کارمان تقریباً عالی است، ولی میدانیم که نمیشود کامل بود، بنابراین به مردم تکیه میکنیم تا به ما بگویند که چه موقع کار را اشتباه انجام دادهایم.
پاسخ: فقط یک چالش بزرگ در کار با منابع بیرونی وجود دارد و آن هم تلفیق است. ما فقط دو سال است که Metaweb را خریدهایم و همان موقع هم حجم عظیمی از اطلاعات را در زمینههای گوناگون داشتیم، که کتابها و نقشههای محلی دو تا از موارد اصلی بودند. و هر دو نیز بزرگتر از Freebase در زمان تصاحب توسط گوگل بودند. اطلاعات و محتویات بسیار بیشتری در مقایسه با آن داشتند.
تلفیق آنها با مجموعهای از اطلاعات جدید واقعاً یک چالش بزرگ بود. به طریق مشابه، تلفیق دادههای برونسازمانی با نقشهٔ دانش هم یک چالش بوده و هست، ولی در عین حال کاری است که گوگل در انجامش مهارت دارد؛ یعنی حل کردن مشکلات مرتبط با دادههای زیاد. کار با دادههای بیرونی چندان سختتر از کار با دادههای درونی گوگل نیست. پرسش: آیا شده که مجبور به تصحیح برخی چیزها شده باشید؟ چطور اطمینان پیدا میکنید که در یک مورد، اطلاعاتِ CIA World Factbook صحیح است یا اطلاعات خودِ گوگل؟
پاسخ: همیشه سعی میکنیم چیزهایی را نمایش دهیم که -به لحاظ صحت و سقم- قطعاً درست هستند، و نه چیزهایی را که گمانهزنیاند. بیشتر مواقع هم جانب حقیقت را نگه داشتهایم. البته اگر چیزی بحث بر انگیز باشد، ممکن است تصمیم بگیریم آن را در نقشهٔ دانش نشان ندهیم.
ما یک فید خارجیِ باز برای به روز رسانیهایی که در Freebase انجام میشود داریم. مطالب این فید به درد دبیرانِ ویکیپدیا یا جاهای شبیهِ آن میخورد. چنین کاربرانی حق انتخاب دارند که بر اساس این اطلاعات جدید به روز رسانی را انجام بدهند یا ندهند. از زمان استفاده از منابع بیرونی تا کنون به هیچ مشکل بزرگی بر نخوردهایم.
پاسخ: به طور معمول، هدف ما این بوده که کاربران را با بالاترین سرعت ممکن از سایت گوگل به مقصدشان بفرستیم، اما الآن فکر میکنم با صفحاتِ دانش (که در صفحه اول جستجو ظاهر میشوند) هدف تغییر کرده. حالا هدف اصلی رساندن اطلاعات به آنها در کوتاهترین زمان ممکن است، و البته همزمان، فراهم آوردن اطلاعاتی که حتی کاربر از وجودشان مطلع هم نبود تا بخواهد دنبالشان بگردد.
اگر شما دنبال اطلاعات دمدستی هستید و ما میتوانیم از پسِ آن بر آییم، این عالی است. اگر هم دنبال اطلاعات عمیقتر میگردید، این چیزی است که الآن در آن عالی نیستیم، و برای همین هم هست که به دنبال طراحی روشهایی برای بهبود جستجوها و سپس هدایت شما به سمت نتایج موجود در گسترهٔ وب هستیم. فکر میکنم اگر ما (گوگل) قادر باشیم کاربران را به محتواهای خوبی که دنبالش هستند هدایت کنیم، وبمسترها و وبسایتها هم بلافاصله از این کار سود خواهند برد.
پاسخ: امروزه ما چیزی را نمایش میدهیم که من اسمش را گذاشتهام «جستجوهای منفردِ مستقل.» در آینده، دوست داریم قادر به نمایش جستجوهایی باشیم که بیش از الآن محتوای فهرستها و مجموعهها را بکاوند. "بلندترین کوههای هندوستان کدامند؟" یا "بزرگترین شهرهای امریکا کدامند؟" به منظور شناخت یک چنین جستجویی، ما ابتدا باید شهرها را بشناسیم، بعد باید امریکا را بشناسیم، بعد باید درک کنیم که هدفِ جستجویی با موضوعِ "بزرگترین" هم میتواند جمعیت باشد و هم مساحت منطقه، و سپس یک فهرست فراگیر را بر اساس اینها به کاربر ارائه کنیم.
بعد از این مرحله، حتی میتوانیم به مسائل جزئیتر هم بپردازیم، مثلاً "من به دنبال کنسرتهایی میگردم که در فاصله 50 مایلی، در روزهای فراغتم که آب و هوا هم خوب است، برگزار میشوند." این نوع جستجو نیازمند بهره گرفتن بیشتر از اطلاعات خود کاربر، در کنار تمام اطلاعات موجود است. پرسش: چه چیزی بیش از همه شما را مجذوب این پروژه کرده؟
پاسخ: جنبههای اکتشافی و غیرقابل پیشبینی همیشه برای من جذابند. یک روز، داشتم به نتایج جستجویی درباره سانفرانسیسکو نگاه میکردم، یکی از جاذبههای ذکر شده، جزیره اِنجل (Angel Island) بود. روی آن کلیک کردم و دیدم که بین پیشنهادات (موارد مرتبطی که افراد دیگر جستجو کرده بودند) جزیره اِلیس (Ellis Island) ظاهر شد. برای من معنایش این بود که «یک لحظه صبر کن. این مشابهت فقط مربوط به جزیره بودنِ این دو مکان نیست. حدس میزنم یک ایستگاه مهاجرت هم در جزیره اِنجل باشد.» و آنقدر مطمئن بودم که رفتم و آن را پیدا کردم.
برای من چیز جالب درباره نقشهٔ دانش، همین است. و اگر بتوانیم این ارتباطات را به طور کامل برای کاربران توضیح بدهیم، آن موقع است که انگیزهبخش بودنِ کار بیشتر هم میشود.
پلیس مالزی میگوید یک دختر سه ساله توسط پدر و مادر و مستخدم منزلشان در مراسمی که ظن آن میرود برای جنگیری ترتیب یافته بود جان خود را از دست داده است.
پلیس ایالت پنانگ در شمال مالزی میگوید یک عضو خانواده این دختر که نگران اوضاع شده بود، در تماس با پلیس از آنان تقاضای کمک کرد.
پلیس در منزل این خانواده، که به گزارش خبرگزاری فرانسه از اقلیت چینی مالزی هستند، هشت بزرگسال از جمله والدین این دختر، مادربزرگ و مستخدم اندونزیایی خانواده را دید که در اتاقی تاریک خود را روی این دختر سه ساله انداخته بودند.
این افراد خود را با پتو پوشانده بودند و سرودهای مذهبی می خواندند.
به گفته پلیس، دختر سه ساله زیر وزن این افراد خفه شده بود.
پلیس می گوید این مراسم ساعتها طول کشید و یک روزنامه محلی طول زمان اجرای این مراسم را ۲۰ ساعت گزارش کرده است.
رئیس پلیس محلی گفته است که هشت نفر تا کنون در ارتباط با مرگ این کودک بازداشت شدهاند و تحقیقات در این باره ادامه دارد.
اعتقاد به نیروهای ماوراء الطبیعی در میان اقوام مالایی، چینی و هندی در مالزیا رواج دارد هر چند در دهه های اخیر از نفوذ آن در میان مردم به طرز قابل توجهی کاسته شده است.
این نوع اعتقادات گاه به آسیب و حتی مرگ افراد در جریان مراسم و مناسک مختلف منجر شده است.
در سال ٢٠١٠، دو خویشاوند مالایی به دلیل قتل والدین یکی از آنان در جریان "تزکیه روانی" به ده سال حبس محکوم شدند.
در این مراسم، زوج مقتول در اثر ضرباتی که به آنان وارد شده بود کشته شدند.
دریچه ای تازه برای گسترش دانش بشر درباره سیاره خواهر زمین باز شده. امروز مریخ نورد کریاسیتی یا کنجکاوی، که ناسا، سازمان فضایی آمریکا حدود ۸ ماه پیش فرستاده بود، روی سطح این سیاره فرود آمد. این مریخ نورد به دنبال نشانه های حیات در سیاره سرخ خواهد گشت.
عبدالرحیم وردک، با وزارت دفاع خداحافظی کرد. آقایان عبدالرحیم وردک و بسمالله محمدی پس از سلب صلاحیت از سوی مجلس نمایندگان، توسط آقای کرزی بهعنوان سرپرست در وزارتهای دفاع و داخله معرفی شدند. نمایندگان مجلس در اعتراض به این اقدام آقای کرزی، به او نامه نوشتند و خواستار معرفی نامزد وزیران جدید برای این دو پست امنیتی شدند.
به گزارش 8 صبح ، اقدام آقای وردک یک گام و الگوی خوب در راستای حاکمیت قانون بهشمار میرود. مطابق قانون، وزیرانی که سلبصلاحیت میشوند، حق ادامه کار در همان مقام را کار ندارند. این قانون به دوثلث آرا از سوی مجلس نمایندگان تصویب و با دستور آقای کرزی در جریده رسمی بهنشر رسیده است.
انتظار میرفت که آقای کرزی بهعنوان رییسجمهور و حافظ قانون اساسی، از معرفی دو مقام یادشده بهحیث سرپرست خودداری کند. ادامه کار وزیران بهحیث سرپرست در افغانستان، به یک فرهنگ و رویه بدل شده است. آقای کرزی در زورآزماییها در برابر پارلمان، همواره به کارهای غیرقانونی که عبارت از تداوم کار بهحیث سرپرست باشد، اقدام کرده است.
آقای کرزی از یکسو با فرمان 164مادهای میخواهد با فساد و قانونگریزی مبارزه کند و از سوی دیگر خود پیشتاز قانونگریزی میشود.
در چند سال اخیر، برخی وزیران کابینه آقای کرزی بیشتر از یکسال بهعنوان سرپرست در سمت خود باقی ماندهاند. تلاش پارلمان در راستای مبارزه با پدیده «سرپرستی» با ناکامی همراه شد. مجلس نمایندگان در دوره 16، روزهای متمادی بر روی میزهای خود کوبیدند، اما این صداها هرگز شنیده نشد.
هماکنون دادستان و رییس دادگاه عالی بهعنوان سرپرست بهکار خود ادامه میدهند.
اقدام آقای وردک میتواند برای سایر مقامها نیز یک الگوی خوب باشد. آقای وردک با این کار خود از یکسو به ارادهی نمایندگان مردم و حاکمیت قانون احترام گذاشت و از سوی دیگر خواست تا از معرض قضاوت رسانهها در امان باشد.
اکنون خوب است که آقای بسمالله محمدی نیز همگام با آقای وردک، با وزارت داخله خداحافظی کند.
بدون شک اگر هرمقامی مانند آقای وردک، به آسانی چوکی وزارت را رها کند، راه برای حکومتداری بهتر و کارآمد و فضای عاری از تنش سیاسی و حاکمیت قانون هموار میشود.
در غیر آن ما شاهد تداوم تنش و عدم کارایی اداره و جدالهای دوامدار سیاسی خواهیم بود.
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید