تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
کشت لب لبو در ولایت بغلان نسبت به پارسال چهل درصد افزایش یافته است.
مقام ها در بغلان می گویند که امسال بیش از یک هزار جیریب زمین در این ولایت لب لبو کشت شده است، در حالی که پارسال این رقم به شصت جیریب زمین می رسید.
به گفته ی آنان کارخانه ی قند بغلان در نظر دارد که این لب لبوها را به بهای مناسب از کشاورزان بخرد و بخشی از نیازمندی هایش را به لب لبو از همین راه برآورده سازد.
حامد کرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان ظهر امروز در ارگ با جنرال جان الن قوماندان عمومی نیروهای ناتو در افغانستان دیدار کرد و با او در مورد تاسیسات نظامی، حملات توپخانه ای پاکستان بر خاک افغانستان، تقویت قوای هوایی افغانستان و بازسازی تونل سالنگ، بحث و گفتگو کرد.
در این دیدار جنرال جان الن گفت ناتو حملات توپخانه ای پاکستان را بر خاک افغانستان محکوم کرده است و آنرا تحت مطالعه دارد.
قوماندان عمومی نیروهای ناتو در افغانستان گفت که او در سفر قریب الوقوع خویش به پاکستان راجع به این حملات با مقامات پاکستان و خاصتاً با جنرال کیانی گفتگو خواهد کرد.
به همینگونه جنرال جان الن خاطر نشان کرد که آن تعداد از تاسیسات نظامی که مورد نیاز افغانستان است بعد از خروج نیروهای ناتو به افغانستان تحویل داده خواهد شد تا از آنها در عرصه های مورد نیاز استفاده به عمل آید.
جنرال جان الن موضوع تقویت و تجهیز قوای هوایی افغانستان را مهم خواند و گفت که در تربیه و آموزش پیلوتان جوان افغانستانی تلاش جدی خواهند کرد.
به همینگونه قوماندان عمومی نیروهای ناتو در افغانستان گفت که در همکاری با وزارت فواید عامه کار بازسازی تونل سالنگ جریان دارد و تا کنون پنج میلیون دالر بخاطر بازسازی آن مساعدت صورت گرفته است که در آینده حدود 19 میلیون دالر دیگر نیز صرف بازسازی آن تونل خواهد شد.
در حالی که حملات راکتی پاکستان بر مناطق مرزی کنر ادامه دارد، باشندگان این ولایت در یک گردهمایی خواستار پاسخ مشابه دولت به پاکستان شدند.
آنان اطمینان می دهند که با نیروهای امنیتی افغانستان از خاک شورشیان دفاع خواهند کرد.
در همین حال والی کنر از نیروهای آیساف انتقاد کرده و می گوید: کمیسیون سه جانبه تاکنون هیچ واکنشی در برابر حملات راکتی پاکستان نشان نداده است.

در سال 1947 پاکستانیهای تازه استقلال یافته دریافتند که معاهده خط دیورند یک سند قانونی پذیرفتنی و الزام آور نیست. نیز برای ادامه سلطه غیر قانونی بر سرزمین های افغانستان جریان معاهده را کماکان مخفی و دور از دسترس همگان نگاه داشتند .
به گزارش بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، شواهد اینگونه نشان می دهد که مهمترین علت تجاوز ارتش و استخبارات پاکستان با افزایش راکت پراکنی به ولایت شرقی کشور ما، تلاش برای به رسمیت شناختن خط دیورند است.
به عقیده آگاهان مسائل سیاسی تجاوز پاکستان صراحت دارد و این کشور تلاش میکند با افزایش فشارها بر مردم کشور ما، پارلمان و دولت افغانستان را ناگزیز سازد تا خط دیورند را به عنوان مرز بینالمللی میان افغانستان و پاکستان بهرسمیت بشناسد.
در باره معاهده دیورند باید گفت: در سال 1893 دولت های افغانستان و بریتانیا، توافق کردند که طول سرحد 2450 کیلومتری را علامت گذاری نمایند تا در همین امتداد، خط دیورند کشورهای افغانستان و هند بریتانوی را از هم جدا کند. امضا کنندگان که به عنوان معاهده خط دیورند شناخته شده، عالی جناب امیر عبدالرحمن خان به عنوان پادشاه مستقل افغانستان و سِر هنری مورتیمر دیورند، وزیر خارجه ی دولت هند بریتانوی بودند.
علت امضاء این معاهده چه بوده است؟
در تمام دوره سلطه انگلیس بر هند، بلوچستان هیچگاه به تصرف بریتانیا در نیامد و با وجود تهدیدات فراوان بریتانیا مبنی بر تاخت و تاز به این مناطق بلوچ نشین، رهبران این مناطق ادعای استقلال داشتند. اما در فصل گرما نزد مقامات افغانستان آمده و خود را جزء کشور افغانستان می نامیدند و از امتیازات فراوانی بهره می جستند و دوباره با آغاز فصل سرما ادعای استقلال می نمودند که امیر عبدالرحمن خان از این وضعیت مثل مقامات بریتانیا ناراضی بود.
در واقع معاهده خط دیورند در 1893 میلادی مرزهای میان سه حاکمیت را که عبارت از افغانستان، بلوچستان و هند بریتانوی را معین نمود. یک معاهده ی سه جانبه که حضور قانونمند سه طرف در اراضی مشخصی را ترسیم می نمود. هرچند که این معاهده دو جانبه امضاء شد و فقط میان انگلیس و افغانستان به امضا رسید، اما بلوچستان را نیز در بر می گرفت.
بریتانیا با یک ادعای نادرست، به حکمرانان افغانستان اطمینان داد که بلوچستان بخشی از هند بریتانوی بود و ازین رو اینان [حکمرانان افغانستان] نیاز نیست خود را ملزم به کسب رضایت و جلب موافقت کسی از جانب بلوجستان ببینند. در واقع به ظاهر همان موضوعی که باعث ناخرسندی پادشاه افغانستان بود، از بین رفت.
از طرف دیگر بریتانیا، حکمرانان بلوچ را در مورد چگونگی معاهده خط دیورند در تاریکی و ناآگاهی نگهداشت تا از بروز هر گونه پیچیدگی و ناخوشی احتراز شده باشد. بریتانیا را این سیاست کمک کرد تا هم خود را متوجه سنگربندی و استحکامات موقعیت های نظامی در منطقه نموده و به اصطلاح به بلوچها استقلال داده باشد و خود را از شر آنها در امان نگه داشته باشد. از طرفی علامت گذاری خطوط مرزی را ماکول به آینده نمود، تا با ایجاد منطقه آزاد، همیشه افغانستان و بلوچستان را با یکدیگر درگیر نگهدارد. لذا معاهده دیورند با عجله و دستپاچگی با اشتباهات فراوان طی یک قرارداد به امضاء طرفین رسید.
بریتانیا با توجیه جنبه های مثبت معاهده خط دیورند، هر یک از حکمرانان افغانستان را متقاعد کرد که این پیمان را تایید نمایند و این پادشاهان یکی پس از دیگری یعنی شاه حبیب الله ( 1919-1901) شاه امان الله، (1929-1919)، شاه نادر خان (1933-1929)، و شاه ظاهر خان (1973- 1933) این معاهده را در دوره ی سلطنت خود توجیه و تایید کردند.محقق گردانیدن اینکه افغانستان و بلوچستان، در مورد قانونمند بودن معاهده خط دیورند، گفتگویی میان خود نداشتند.
اما زمانیکه هند بریتانوی تصمیم به دست برداشتن از سرزمین هند و موافق به استقلال آن شد ( در سال 1947میلادی) ، دولت نو ظهور پاکستان بنا به یک قانون بین المللی که می گوید" ایالات تازه ایجاد شده، بایست همان سرحداتی را که پیش از استقلال خود داشتند، داشته باشند" ، مدعی تصاحب این اراضی شد.
قانون بین المللی شعار می دارد که تغییر سرحدات قطعا به موافقه ی تمام جوانب باید باشد؛ یک اعلامیه یک جانبه توسط یکی از طرف ها، موثر نخواهد بود. لذا هنگامیکه افغانستان در لویه جرگه 1949، بی اعتبار بودن معاهده خط دیورند را اعلان داشت، آن اعلامیه یکجانبه و بنابر این غیر قابل اجرا بود.
در سال 1947 پاکستانیهای تازه استقلال یافته دریافتند که معاهده خط دیورند یک سند قانونی پذیرفتنی و الزام آور نیست. نیز برای ادامه سلطه غیر قانونی بر سرزمین های افغانستان جریان معاهده را کماکان مخفی و دور از دسترس همگان نگاه داشتند.
اما آن برهان قاطعی که اصالت معاهده را زیر سوال می بُرد، همانا وجود بلوچستان به حیث یک کشور مستقل بود که امکان داشت روزی حقیقت درباره ی معاهده را برای افغانستان آشکار سازد. این حقیقت می توانست به از دست دادن بخش های پشتون نشین پاکستان به نفع افغانستان بیانجامد.
برای پاکستان این نکته اهمیت داشت که بلوچستان را در انقیاد گیرد یا به آن بتازد تا بر اشتغال ناقانونمند خود بر قلمرو افغانستان ادامه دهد. وقتی دولت اسلام آباد نتوانست دولت بلوچستان را در انضمام به پاکستان متقاعد نماید، به قوای مسلح خود فرمان تاخت و تاز به بلوچستان را صادر نمود و با زور و اکراه مقامات دولت بلوچستان را مجبور به انضمام به پاکستان کرد.
این نمونه ی ساده ی تجاوز علیه حاکمیت یک ملت، پاکستان را مطمئن ساخت که اسرارش درباره ی معاهده ی خط دیورند دست نخورده خواهد ماند. به محض اینکه بلوچستان محفوظ ماند، پاکستانی ها با به کار گیری فریب آمیز قانون بین المللی در مورد مرزها به نفع خویش، به اشغال قلمرو مربوط به افغانستان ادامه دادند.
وانگهی، خط دیورند در واقع مثل هر مرز بین المللی، نه موعدی برای انقضا دارد و نه در اینجا کدام اشاره ای در معاهده خط دیورند وجود دارد. برخلاف باورهای جمعی که می گویند این معاهده صد ساله است و در سال 1993 از اعتبار ساقط می شود.
تا این تاریخ روابط هر دو کشور افغانستان و پاکستان بر مبنای رقابت، بدگمانی و رنجش از یکدیگر شکل گرفته بود. نخستین نگاه مخالف و تکیه گاه دشمنانه در جریان بحث و مناظره، درباره ی موعد اعتبار معاهده است. اما تا کنون چنان می نماید که موقف پاکستان در این گفتگو قانونا درست است و دولت های افغانستان، هیچگاه پاکستان را به چالش در دادگاه بین المللی عدالت نکشانیده اند.
با این توضیحات مشخص شد که حضور پاکستان بر سرزمین های افغانستان، بر مبنای ادعای اشتباه، غیر قانونی است ئ برای حفظ تمامیت ارضی کنونی به نفع پاکستان است که در کنار خویش دولت ضعیف و بی ثبات افغانستان را داشته باشد.
لذا برای اینکه کسانی اعتبار و صحت معاهده خط دیورند را زیر سوال نبرد؛ سازمان های اطلاعاتی پاکستان، پناهگاه و پوششی برای اعضای القاعده و طالبان تعبیه می کنند؛ آنانی که اعمال وحشت بار را در داخل قلمرو افغانستان مرتکب می شوند تا دولت منتخب و دموکرات حامد کرزی را بی ثبات سازند.
پاکستان با به کارگیری افراد مزدور، جنگ بر علیه نیروهای خارجی را به پیش می برد و می خواهد ملت افغانستان را تروریزم معرفی کند و با تلاش برای خروج نیروهای خارجی همچنان دولت ضعیف را در کنار خود داشته باشند.
راه کار چیست؟ با تشکیل یک هیات کاری، افغانستان و بلوچستان باید حاکمیت اشغالگرانه پاکستان بر خاک های خویش را به محکمه بین المللی عدالت بکشانند. به محض اینکه معاهده خط دیورند بی اعتبار ثابت گردد، نتیجه آن برگشتن قلمروهای اشغال شده توسط پاکستان به بدنه افغانستان است.
همچنین، بلوچستان که از روی عنف و اجبار از اریکه یک دولت مستقل به پایین کشیده شده بود، دوباره حیثیت یک کشور را بیابد و با کمک بین المللی به آزادی برسد. این بهترین فرصت برای عمل در این جهت است، زیرا نیروهای آمریکا و ائتلاف در افغانستان، در موقعیتی هستند که برای اجرا و حتی تحمیل قضیه و کشاندن آن به دیوان عدالت تسهیلات فراهم نمایند.
پس از آنکه پاکستان قلمروهای اشغالی افغانستان و بلوچستان را تخلیه نمود، باید مرزهای نوین مرزهای دوستی و صلح علامت گذاری شود تا مناطق بلوچ نشین را که بلوچستان جدید را معین می کند، مشخص سازند؛ و مناطق پشتون نشین به افغانستان ملحق گردند و به کمک ایالات متحده و نیروهای ائتلاف، نیروهای افغانستان و بلوچ بتوانند اعضای القاعده و طالبان را از سرزمین مربوط به خود، بیرون بریزند.
هرچند که پاکستان تمام تلاشش را می کند تا به نوکر جلوه دادن خود، آمریکاییها را از این عمل بازدارد اما به گفته یک از آگاهان مسائل سیاس"پاکستان یک زمین کاملا ساختگی و غیر ضروری بر روی نقشه ی دنیاست که برای پرورش و تربیت افراطی گری مساعد است، و به سبب مزاحمتی که از این موجود پیش می آید، دور انداختن آن بهتر است"
اما اینگونه که از شواهد برمی آید آنها به این آسانی از این اراضی باد آورده، نخواهند گذشت.
به تازگی سازمان یونسکو زبانی را به عنوان نادرترین زبان دنیا انتخاب کرده است که مردمان"سیرانی" به آن سخن می گویند. این در حالی است که این افراد تنها 4 نفر هستند.
زبان های بسیار زیادی در نقاط مختلف دنیا وجود دارند ولی برخی از آن ها بسیار عجیب هستند به طوری که شاید هیچ کس در دنیا اسم آن ها را نیز نشنیده باشد.
زبان ابزاری برای ارتباط بر قرار کردن با دیگر افراد است اما اگر از یک زبان بسیار نادر استفاده کنید برقراری ارتباط برای شما بسیار سخت خواهد بود. این مشکلی است که متکلمان به زبان "هرتوین" با آن روبرو هستند.
به تازگی سازمان یونسکو زبانی را به عنوان نادرترین زبان دنیا انتخاب کرده است که مردمان"سیرانی" به آن سخن می گویند. این در حالی است که این افراد تنها 4 نفر هستند.
این افراد در روستای "اکین دوزو" واقع در ترکیه زندگی می کنند و به گفته خودشان بر اثر مهاجرتی که به اروپا داشته اند زبانشان در معرض انقراض قرار گرفته است.
البته این افراد بسیار نگران این زبانشان هستند چرا که جوانان تمایلی به یادگیری ان ندارند و هر لحظه این زبان رو به نابودی می رود.
سازمان یونسکو با توجه به خطراتی که این زبان را تهدید می کند آن را به ثبت جهانی رساند تا شايد بتواند یاد آن را پس از انقراض نیز حفظ کند.
نابودی زبان "هرتوین" در حالی در حال رخ دادن است که در 70 سال گذشته نزدیک به 200 زبان نادر دیگر نیز از بین رفته اند و زبان های باستانی کاملا در حال منقرض شده اند.
یك زن چيني به دليل علاقه بسياري كه به حيوانات دارد، اقدام به نگهداري از 1700 گربه و سگ خانگي كرد.
علاقه «ها ونجين» به نگهداري از سگها و گربه باعث شد تا او شغل خود را ترك كند و خانهاش را بفروشد تا بتواند از اين حيوانات مراقبت كند.
اين زن مسن چيني در ابتدا از تعداد خيلي كمي سگ و گربه شروع كرد و تنها فرصتهاي فراغت خود را با آنها ميگذراند اما با گذشت زمان تعداد آنها افزايش يافت و مجبور شد تمام وقت در كنار اين حيوانات باشد.
او كه تعداد سگهايش را به 1500 و تعداد گربههايش را به 200 عدد افزايش داده بود، توانايي مراقبت از آنها را نداشت به همين دليل 12 كارگر را براي نگهداري از حيواناتش به خدمت گرفت.
«ها ونجين» همچنين گفت: نگهداري از اين حيوانات و تامين غذاي آنها مخارج زيادي را تحميل ميكند اما با علاقهاي كه به حيواناتم دارم نميتوانم از آنها دور شوم.
رسانه ها خبر دادند بیش از نیمی از مردم هند یک روز دیگر را بدون برق سپری کردند. شبکه های تلویزیونی هندوستان با اشاره به اختلال در حرکت قطارها در پی قطعی برق از ترافیک سنگین در جاده ها خبر دادند.
به گزارش شینهوا، روز گذشته مردم شمال و شرق هند از جمله دهلی نو پایتخت این کشور برای دومین روز متوالی با قطعی برق مواجه شدند.
گفته می شود که قطع برق زندگی ساکنان دهلی، پنجاب، اوتارپرادش، هیماچال پرادش، هاریانا، و ایالتهای راجستان را فلج کرده است.
شبکه های تلویزیونی هندوستان با اشاره به اختلال در حرکت قطارها در پی قطعی برق از ترافیک سنگین در جاده ها خبر دادند.
رویترز نیز در این رابطه می نویسد: قطعی برق برای دومین بار در دو روز گذشته زندگی 670 میلیون نفر را مختل کرد و انتقادهای بسیاری را علیه دولت که در تلاش برای احیای قدرت اقتصاد است، به همراه داشت.
بر اساس قانون ثبت شده در سال ۱۷۹۹ در فرانسه، پوشیدن شلوار (پتلون) برای زنان ممنوع است که این قانون پس از ۲۱۳ سال همچنان پابرجاست و میتوان گفت که زنان فرانسوی هماکنون به صورت قاچاقی در پاریس شلوار میپوشند.
نشریه فرانسوی مترو طی گزارشی نوشت: بر اساس قانونی که در ۱۷ نوامبر سال ۱۷۹۹ میلادی و بعد از انقلاب فرانسه در قرن هجدهم میلادی به تصویب رسید، پوشیدن شلوار برای زنان در پاریس ممنوع است و این قانون همچنان در قانون اساسی فرانسه پابرجاست.
در این قانون که اولین بار توسط رئیس پولیس پاریس پیشنهاد شد، آمده است "زنانی که بخواهند با پوشیدن شلوار خود را به مردان شبیه کنند باید به اداره پلیس مراجعه کرده و از پلیس مجوز دریافت کنند و اگر این قانون نقض شود، فرد ناقض باید دستگیر شده و به اداره پولیس منتقل شود" که این در تضاد و تناقض کامل با اصل برابری حقوق زن و مرد مصوب سال ۱۹۴۶ در قانون اساسی فرانسه است.
مترو در ادامه نوشت: اگرچه این قانون اجرا نمیشود اما هرگز لغو هم نشده است و قانونی ثبت شده محسوب میشود.
بنا بر اعلام رئیس انجمن "نه روسپی و نه مطیع" (Ni Putes, Ni Soumises)، این قانون ماهیتی تهاجمی و توهینآمیز دارد و به کنترل بدن زنان جنبه قانونی میبخشد.
به نوشته مترو، این قانون دو بار طی سالهای ۱۸۹۲ و ۱۹۰۹ مورد بازبینی قرار گرفت.
در سال ۱۸۹۲ سختگیریها برای اجرای این قانون اندکی کم شد و به زنان اجازه داده شد که در حین اسبسواری این پوشش را داشته باشند.
در سال ۱۹۰۹ نیز ماده دیگری به این قانون اضافه شد که بر اساس آن زنان در حال دوچرخه سواری میتوانند شلوار به تن داشته باشند.
از سال ۱۸۰۰ پیشنهادهای زیادی مبنی بر حذف این قانون مطرح شد اما هیچیک از آنها به نتیجه نرسید.
در سال ۲۰۱۱، "ماریون بلوندین" عضو مجلس سنای فرانسه اقدام به ارائه طرحی در لغو کامل این ممنوعیت به پارلمان فرانسه کرد اما درخواست وی نیز هرگز عملی نشد و مورد پذیرش قرار نگرفت.
الیته پیش از این سناتور نیز دیگر سیاستمداران فرانسوی درخواستهای مشابهی را مطرح کرده بودند که همگی آنها به در بسته خود بود.
در سال ۲۰۱۰ نیز شورای پاریس خواستار حذف این قانون در اداره پولیس پاریس شد.
"نیکلا سارکوزی" رئیسجمهور پیشین فرانسه نیز در دوران ریاست جمهوری خود اعلام کرده بود که مجلس این کشور باید در نیمه دوم سال جاری نگاهی به گذشته داشته باشد و در مورد لغو برخی قوانین قدیمی اقدام کند اما با این حال هنوز هم اجرای این قانون ادامه دارد
به بهانه برگزاري رقابت هاي المپيك 2012 لندن، پايگاه اينترنتي "پاليسي ميك"، به بررسي سياسي ترين رقابت هاي المپيك پرداخته است.
به گزارش پاليسي ميك؛ "دريل سيبل" سخنگوي كميته المپيك آمريكا، يك بار گفت: جنبش المپيك درباره ورزش است نه سياست، اما هر چهار سال يكبار مشعل، حلقه ها و مدال ها به نوعي با برخي تحركات و جنبش هاي سياسي هر دوره گره مي خورد.
در اين گزارش، به پنج مورد از سياسي ترين المپيك هاي تاريخ اشاره مي شود:
1-المپيك 1972 مونيخ
اين بازيها تحت الشعاع قتل هايي در مونيخ قرار گرفت. اعضاي تيم المپيك اسرائيل گروگان گرفته شدند و نهايتا برخي از آنها را به قتل رسیدند. آدم ربايان 11 نفر از ورزشكاران و مربيان اسرائيلي و يك افسر آلماني را به قتل رساندند.
آدم ربايان خواستار آزادي 234 زنداني دربند اسرائيل بودند و پنج نفر از هشت عضو گروه سپتامبر سياه توسط ماموران پوليس آلمان طي يك عمليات نجات ناموفق كشته شدند.
اسرائيل نيز با دو عمليات "بهار جوانان" و "خشم خدا" به اين آدم ربايي واكنش نشان داد و كساني كه در اين حادثه دست داشتند، توسط سرويس اطلاعات و نيروهاي ويژه اسرائيل، رديابي و كشته شدند.
2- المپيك تابستاني 1996 آتلانتا
بمبگذاري در المپيك پارك، چهره اين رقابت ها را مخدوش كرد. در جريان اين بمبگذاري تروريستي، دو نفر كشته و صد و يازده نفر مجروح شدند.
اريك رادولف، عالم اين بمبگذاري با هدف "خشمگين كردن، عاجز ساختن و شرمسار كردن دولت واشنگتن در چشم جهانيان"، دست به اين اقدام زد.
هدف از اجراي اين طرح، مجبور ساختن دولت به لغو بازي ها، يا حداقل ايجاد وضعيت ناامني در خيابانهاي اطراف ورزشگاه ها و در نتيجه از بين بردن مقادير فراوان پول سرمايه گذاري شده براي اين بازي ها بود.
3- المپيك تابستاني 1936 برلين
اين بازي ها در قلب آلمان نازي برگزار شد. آدولف هيتلر تصميم داشت از اين بازيها استفاده كند و آلمان بازيسازي شده خود را به جهان نشان دهد.
آلمان پس از شكست در جنگ جهاني اول، به هيچ يك از رقابت ها دعوت نشد و اين بازيها زمان مناسبي بود كه او آلمان دوباره رونق يافته را به جهان نشان دهد.
گروهي از سياستمداران و سازمانها خواستار تحريم المپيك برلين شدند، اما فقط اسپانيا اين رقابتها را تحريم كرد و به جاي آن ميزباني رقابتهاي موسوم به "المپياد مردمي" را برعهده گرفت. آمريكا تصميم گرفت در المپيك برلين شركت كند.
4- المپيك تابستاني 1980 مسكو
جيمي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا در اعتراض به تجاوز شوروي به افغانستان، فرمان تحريم رقابتهاي المپيك مسكو را صادر كرد.
بسياري از كشورهاي ديگر نيز به اين تحريم پيوستند، اما تعيين تعداد دقيق تحريم كنندگان دشوار است؛ زيرا در مجموع 62 كشور در رقابتهاي المپيك مسكو شركت نكردند، اما علت غيبت بعضي از آنها مشكلات مالي بود. فقط 80 كشور در بازيهاي 1980 مسكو شركت كردند كه در تاريخ رقابتهاي المپيك، دومين المپيكي است كه كمترين شركت كننده را داشته است.
5- المپيك زمستاني 2014 سوچي:
در آگوست سال 2008، دولت گرجستان خواستار تحريم بازي هاي المپيك زمستاني سال 2014 سوچي شد.
دليل اين اقدام، شركت روسيه در جنگ اوستياي جنوبي در سال 2008 بود. سوچي تقريبا در 20 مايلي آبخازيا، منطقه مورد مناقشه ميان اوستيا و گرجستان كه گرجي ها مدعي تملك آن هستند، قرار دارد.
اما كميته بين المللي المپيك با گفتن اين جمله كه "قضاوت در مورد چگونگي تاثير اتفاقاتي كه امروز رخ مي دهد، بر يك رويدادي كه 6 سال ديگر رخ خواهد داد، خامي است" به نگراني هاي موجود در مورد وضعيت بازيهاي المپيك زمستاني 2014 پاسخ داد.
میخائیل بن آری؛ نماینده کنست اسرائیل و عضو حزب «اتحاد ملی» با پاره کردن یک جلد "انجیل" در برابر دوربین رسانهها، آن را به درون سطل زباله انداخت.
ماجرا از آنجایی آغاز شد که "ویکتور کلیش" مدیرکل «شرکت کتابهای مقدس اسرائیل» که متخصص چاپ و نشر کتابهای مسیحی است، با ارسال یک جلد «انجیل» و نامهای به صندوق پستی نمایندگان کنست، خطاب به آنها نوشت: «خوشحالم از اینکه افتخار یافتهام، نسخه جدید ۲ کتاب «عهدقدیم» و «عهدجدید» را که شامل ۹۰ هزار ماخذ و ثمره همکاری «شرکت کتابهای مقدس اسرائیل» و مومنان و دوستداران کتابهای مقدس در سراسر جهان است، به شما تقدیم کنم.»
بن آری پس از مطالعه نامه مذکور، کتاب «عهدجدید» یا انجیل را پاره پاره کرده و به درون سطل زباله محل کارش ریخت.
وی خطاب به رسانهها گفت: همین کتاب حقیر! باعث مرگ میلیونها یهودی شد و حقش آن است که به زباله دان تاریخ سپرده شود.
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید